انسان های گرگی چه هستند؟

اصطلاح لیکانتروپ (انسان گرگ نما) که برای توصیف پدیده های انسان گرگی به کار می رود، از افسانه های یونانی نشأت گرفته است. در این افسانه، زئوس در دربار شاه لیکاون به عنوان یک مسافر خودش را پنهان می کند. پادشاه سنگدل می خواهد بفهمد آیا این مسافر یکی از خدایان است یا یک انسان معمولی است، به همین دلیل تصمیم می گیرد تا او را بکشد. زئوس خشمگین می شود و قصر پادشاه را ویران می کند. پس از آن شاه لیکاون محکوم می شود تا بقیه ی عمرش به شکل یک گرگ زندگی کند. بنابراین کلمه ی لیکانتروپ (لیکو _گرگ، و انتروپی _انسان)، چگونگی تبدیل شدن انسان به گرگ را توصیف می کند.

گفته می شود افسانه ی انسان گرگ نمای مدرن از سال 1591 در آلمان آغاز شد، ظاهرا” بعد از چندین بار حمله ی حیوانات مردم شهر، گرگی را با چند سگ در گوشه ای به دام انداختند، ناگهان گرگ به شکل یک مرد بومی آنجا درآمد. پس از آن، او به قتل عده ی کثیری از مردم شهر متهم شد؛ از جمله پسر خودش؛ او زیر شکنجه به همه ی جنایاتی که انجام داده بود اعتراف کرد و به اعدام محکوم شد. این حادثه به افسانه ای تبدیل شد و خیلی زود داستان هایی راجع به رؤیت انسان گرگ نما در سراسر اروپا گسترش یافت. (شما باید به خاطر داشته باشید که ما راجع به زمانی صحبت می کنیم که اکثریت مردم جاهل بودند و کلیسای کاتولیک هم به پاکسازی خود با تحقیقات و شکنجه های مرگبار ادامه می داد. توده ی عامه ی مردم بسیار خرافاتی بودند، شکار جادوگران آغاز شد و متداول گشت. بنابراین، مردم بی گناه شکنجه می شدند و اعتراف به کارهایی می کردند که انجام نداده بودند).

این ماجرا تا سال 1621 همچنان ادامه داشت تا هنگامی که روبرت بورتون کشیش و محقق، کتابی به نام آناتومی مالیخولیا منتشر کرد که سبب شد تا مردم با نگاهی متفاوت به انسان گرگی بنگرند.

بورتون معتقد بود که لیکانتراپی شکل خاصی از دیوانگی است. او همه چیز یعنی ارواح خبیثه، جادوگران، سوء تغذیه و حتی بدی هوا را مورد سرزنش قرار می داد. این کار سبب شد تا جوامع علمی پدیده ی انسان گرگی را یک بیماری روانی بدانند تا یک تغییر فیزیکی.

هنگامی که نوشتن این فصل را شروع کردم، به یاد صحبت هایی افتادم که فرانسین بیش از 30 سال پیش بیان کرده بود. (شکر خدا توانستم آن را در آرشیو پیدا کنم!) او گفت اغلب اوقات، مردمی که فکر می کردند انسان گرگی هستند در واقع دچار نوعی توهم می شدند که در اثر مصرف گندم، لودانوم و بلادونا (خانواده تاجزیری) بوجود می آمد آنها، سالها پیش به عنوان درمان تعدادی از امراض به کار می رفتند. ترکیب این داروها، بعدها باعث به وجود آمدن افسانه ی مشهور انسان گرگی شد که به هنگام بدر کامل ماه به گرگ تبدیل می شد و برای کشتن کسی و خوردن خون آن مجبور بود بیرون برود.

در طی تحقیقاتی که برای نوشتن این کتاب انجام دادم، دریافتم که این مواد و نان آلوده به آرگوت (آرگوت نوعی قارچ در گندم است)، می توانند سبب ایجاد توهمی همانند ال اس دی (نوعی ماده مخدر توهم زا) شوند. (در حقیقت، سال 1951 در فرانسه، مردمی که نان آلوده می خوردند در حالت توهم احساس می کردند هیولایی به آنها حمله کرده یا تبدیل به هیولا شده اند). مجموعا” این توصیفات را قابل قبول تر می دانم، تا اینکه فکر کنم خداوند یکی از بندگانش را، به موجودی وحشتناک مانند انسان گرگی تبدیل کند. چند نفر از پزشکان هم به من گفتند ممکن است در بعضی از افراد توهم گرگ شدن ایجاد شود، در چنین مواقعی اگر دچار کم آبی شوند؛ در هنگام هذیان، این طور تشخیص می دهند که به دلیل عطش فراوان باید به دنبال هر نوع مایعی بروند… حتی خون انسان.

همچنین متوجه شدم یک بی نظمی ژنتیک کمیاب به نام پورفیریا وجود دارد که در نتیجه کمبود در هموگلوبین خون، یا کمبود بخشی از هموگلوبین که حاوی آهن است، روی می دهد و سبب تحریک رشد موهای بدن می شود. پورفیریا علاوه بر تحریک رشد موهای بدن نشانه های دیگری هم دارد که مشابه افسانه ی انسان گرگی است. مردمی که از این بی نظمی رنج می برند تحمل نور را ندارند، گوشت زیر ناخن آنان تحلیل می رود و دست های آنان را چنگک مانند می سازد. علاوه بر این پوست کم کم به بی رنگی می گراید و سبب خوردگی وسیع و گسترده در ناحیه بینی، گوش ها، پلک ها و انگشتان می شود که همراه با بی حسی هست. معمولا” افراد مبتلا به این بیماری با مشکلات روانی مواجه می شوند که از هیستری ملایم شروع و به هذیان ختم می شود و همراه با تمایلات افسردگی جنون آمیز است.

متقاعد شده ام که پدیده ی انسان گرگی ناشی از امراضی مانند پورفیریا، استفاده از غلات آلوده به ارگوت در رژیم غذایی و درمان های دارویی است که در آن زمان به کار می رفت. تأثیرات توهم زای این رژیم های غذایی و دارویی به علاوه ی درک غلط آنان (در آن دوران) از بیماری های ذهنی باعث خلق انسان هایی شد که فکر می کردند گرگ نما هستند و قرون وسطی نقش عمده ای در خیال پردازی، خرافه پرستی و جهل آنان داشت.

ما عادت کرده ایم بیماران روانی را غل و زنجیر کنیم و برای درمان آنها شوک های وحشتناک دهیم. اما امروزه تنها انسان گرگی که ممکن است ببینید کتی از پوست می پوشد و می خواهد در هلال کامل ماه زوزه بکشد!

منبع: کتاب اسرار و عجایب جهان – تالیف: سیلویا براون

مطالب مشابه از ذهن آموز:
پاسخی بدهید