توسعه ی ذهن خلاق

ذهن خلاق نسبت به آنچه از خارج از ذهن نیمه هوشیار شخص سرچشمه می گیرد، گوش به زنگ تر و حساس تر می شود.

می توان این قدرت ذهنی را با تمرین و با استفاده از آن رشد و پرورش داد.

هنرمندان،موسیقی دان ها ،نویسندگان و شعرای نامی از آن جهت بزرگ می شوند زیرا می توانند از ذهن و تصور خلاق خود استفاده کنند.

این نکته را کسانی که از قوه ی تصور بالا برخوردارند به خوبی درک می کنند.

چگونه مخترعی به بهترین نقطه نظرهای خود دست یافت؟

دکتر المر گیتز، ساکن شهر شوی چیس تاکنون 200 اختراع مفید کرده که عامل آن استفاده از ذهن خلاق بوده است.

روش او برای همه ی کسانی که به نبوغ اهمیت می دهند جالب توجه است.

دکتر گیتز بدون تردید یکی از بزرگترین دانشمندان روی زمین بود که از شهرت چندان زیادی برخوردار نشد.

او در آزمایشگاه خود اتاقی داشت که به آن اتاق ارتباط شخصی می گفت.

این اتاق ضد‌صدا بود و دکتر گیتز از پشت میز کارش می توانست همه ی چراغ های آن را خاموش کند.

جلوی میز روی دیوار یک دکمه برقی وجود داشت که نور را کنترل می کرد.

وقتی دکتر گیتز می خواست به کمک ذهن خلاق خود از نیروهایی که در اختیار داشت استفاده کند، به درون اتاق خود می رفت.

سپس پشت میزش می نشست.

چراغ ها را خاموش می کرد و به عوامل شناخته شده اختراعی که روی آن کار می کرد می اندیشید.

در این حالت آنقدر باقی می ماند تا نقطه نظری را که انتظار داشت می یافت.

گاه این نقطه نظرها به قدری سریع به ذهن او می رسیدند که مجبور می شد به مدت سه ساعت آنها را یادداشت کند.

وقتی جریان اندیشه متوقف می شد و او یادداشت های خود را مطالعه می کرد.

سپس می دید به اصولی دست یافته که در دنیای علمی آن زمان وجود خارجی نداشت.

از آن گذشته پاسخ به مسئله اش به گونه ای جالب در نوشته هایش به چشم می خورد.

دکتر گیتز زندگی خود را در انتظار شنیدن نقطه نظرها می گذراند.

او برای اشخاص و شرکت ها کار می کرد.

برخی از بزرگترین شرکت های آمریکا به او پول های کلان می دادند تا در انتظار نقطه نظرهای مورد علاقه اش به فکر فرو رود.

شما هم می توانید از روش های نوابغ استفاده کنید

ذهن استدلالی اغلب خطا می کند زیرا اغلب تحت تأثیر تجربه های انباشت شده شخصی است.

باید توجه داشت که لزوماً همه ی دانشی که شخص به کمک تجربه انباشت می کند صحیح نیستند.

نقطه نظرهای دریافتی از طریق ذهن خلاق به مراتب قابل اعتمادترند از ذهن استدلالی.

تفاوت اصلی میان نوابغ و مخترعین اغلب در این است که نابغه به کمک ذهن خلاق خود کار می کند.

اگر او به این نتیجه برسد که این دانش انباشت شده برای تکمیل اختراعش کافی نیست، آنگاه به سراغ دانش موجود در ذهن خود می رود.

اشخاص هر کدام به روشی تن به این کار می دهند.

روش دکتر گیتز به قرار زیر است:

  1. او ذهن خود را طوری تحریک می کند که بتواند در سطح بالاتر از متوسط فعال شود.
  2. او به عوامل شناخته شده از اختراعش توجه می کند و در ذهن خود تصویر کاملی از عوامل ناشناخته ی اختراعش خلق می نماید.

گاه نتایج بسیار معلوم و مشخص اند. در مواردی ممکن است نتیجه منفی باشد.

آقای ادیسون بیش از ده هزار ترکیب از نقطه نظرهای خود را قبل از آنکه از ذهن خلاقش استفاده کند آزمایش کرد و جوابی گرفت که نتیجه آن تولید لامپ های روشنایی بود.

برای اختراع فنوگراف هم از روش مشابهی استفاده نمود.

به دلایل مشخص می توان گفت که ذهن خلاق وجود دارد.

نمونه آن کسانی هستند که بدون کمترین آموزش رسمی توانسته اند در زمینه های رهبری به پیشرفت های بزرگی نایل آیند.

ابراهام لینکلن نمونه بزرگی از رهبری است که توانست به کمک ذهن خلاق خود به عظمت و بزرگی برسد.

از کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید ناپلئون هیل

کارزار ثبت فرمول ریاضی

0 دیدگاه
Inline Feedbacks
مشاهده همه دیدگاه ها
0
خوشتان آمد، کامنت بگذارید!x