آیا اینترنت شاخصه تمدن است؟ دلیل اهمیت اینترنت چیست؟
دیروز فردی به من گفت اینترنت مهم نیست و شاخصه یا ملاک تمدن نیست! این سوژه ای شد برای نوشتن این مطلب.
از هوش مصنوعی هم پرسیدم و نکات بسیار خوبی را گفت.
امروزه مثل برق، تلفن و تجهیزات پزشکی، تا حد زیادی اینترنت یکی از مهمترین شاخصهای تمدن مدرن محسوب میشود، بدون آن کشور حتی در تامین آب و برق و دارو و مواد غذایی هم دچار بحران خواهد شد.
یعنی اگر کشوری اینترنت نداشته باشد باید با کمبود انرژی، غذا، دارو و خیلی چیزهای دیگر دست و پنجه نرم کند و قید پیشرفت و توسعه خصوصا در سطح جهانی را بزند. همانند کره شمالی که هرساله تقاضای دارو و غذا از سازمان ملل میکند و مردمانش در نهایت فقر زندگی میکنند و حتی نمیدانند اضافه وزن چیست.
همه چیز از ساده ترین تشکیلات و کارخانه ها و ادارات گرفته تا نیروگاه ها و تاسیسات پیشرفته، همگی به اینترنت و زیرساخته های مرتبط با آن وابسته هستند.
چرا اینترنت شاخص تمدن است؟
1) اتصال جهانی
تمدنهای پیشرفته همیشه با «شبکهسازی» تعریف شدهاند: راهها، خطوط تلگراف، رادیو، تلفن… و امروز اینترنت.
اینترنت مرزها را حذف کرده و امکان ارتباط، تجارت، علم و فرهنگ را در مقیاس جهانی فراهم کرده است.
2) دانش و اطلاعات
تمدن یعنی انباشت و انتقال دانش. اینترنت بزرگترین زیرساخت انتقال دانش در تاریخ بشر است. امروزه دانشمندان و محققان، کسانی که دارو میسازند یا روی ساخت واکسن های جدید کار میکنند، به طور جدی به اینترنت و منابع علمی آنلاین وابسته هستند.
همکاری علمی جهانی بدون اینترنت تقریباً غیرممکن شده است.
3) اقتصاد دیجیتال
گزارشهای رسمی نشان میدهند که رشد اینترنت پهنباند و موبایل، شاخص توسعه اقتصادی کشورهاست و زیرساختهای فیبر نوری پایه آینده دیجیتال محسوب میشوند.
4) حکمرانی و شفافیت
دسترسی آزاد به اطلاعات، مشارکت اجتماعی و شفافیت حکمرانی بدون اینترنت تقریباً ناممکن است.
اینترنت باعث میشود حکومت ها به سمت دموکراسی حرکت کنند. بسیاری از رسانه ها و روزنامه ها در فضای اینترنت عملکرد بهتر و قوی تری دارند.
مردم نیز میتوانند نقش مهم تر و قوی تری را در اینترنت ایفا کنند و به لطف اینترنت، رسانه ها از حالت تک بعدی و یک طرفه خارج شده اند.
اما نکته مهم اینجاست:
حرف های ما به این معنا نیست که تنها شاخصه و ملاک اصلی یک تمدن، اینترنت است. وجود اینترنت بهتنهایی نشانه تمدن بالا نیست. نحوه استفاده از آن مهمتر است.
مثلاً:
- جامعهای ممکن است اینترنت بسیار سریع داشته باشد اما پر از اطلاعات غلط، خشونت یا سوءاستفاده باشد.
- در مقابل، جامعهای با اینترنت کم و توسعه نیافته، ولی دارای اخلاق، علم، نظم و فرهنگ قوی میتواند جنبههای تمدنی بالایی داشته باشد.
امروزه اینترنت مهم شده چون:
تقریباً تمام شاخصهای توسعه به آن وابستهاند، مثل:
- آموزش
- سلامت
- تجارت
- بانکداری
- حملونقل
- امنیت
- ارتباطات اجتماعی
امیدوارم هم ملت و هم دولت متوجه اهمیت اینترنت بشوند و به جای گوش دادن به حرف یک سری افراد سنتی و خشک مذهبی که مخالف اینترنت هستند خودشان هم اتفاقا در اینترنت حضور دارند، روز به روز به توسعه و پیشرفت آن کمک کنند.
چه مردم و چه دولت ها باید خودشان را آماده شنیدن صحبت های مخالف کنند، پیشرفت و بهبود فقط در این صورت حاصل میشود نه با مسدود کردن روش های ابراز عقیده مخالفان.
خاطره ای از خودم:
سالها پیش از طرف انجمن اسلامی مهندسین از من دعوت کردند تا در یک تیم رباتیک حضور داشته باشم. مربی آنجا را قبلا در مسابقات رباتیک تهران دیده بودم و باهم دوست شده بودیم. او هم از من دعوت کرد تا در این تیم باشم. تیمی که برای چند دانشجو تشکیل داده بود.
وقتی به آنجا رفتم چند پسر و چند دختر بودند که فکر همه چیز بودند جز ربات!
بخش های زیادی از ربات ساخته شده بود.
من به محض اینکه نشستم متوجه شدم مدار الکترونیکی ربات ایراد دارد و به اشتباه سیم کشی شده است. آن را گفتم.
پسرها مسخره بازی درآوردند و گفتند هنوز نرسیده چی میگی؟
مربی نگاه کرد و گفت: بچه ها ایمان درست میگه. آقای فلانی اشتباه کردی این قسمت مدار رو.
کمی گذشت و در حال توضیح دادن برنامه ربات بود که با ویدیو پروژکتور روی پرده ای انداخته بود.
من متوجه شدم برنامه نویسی ربات هم ایراد دارد! و گفتم.
پسرها تمسخر من را به اوج رساندند و گفتند بابا اصلا تو خیلی حالیته، تو خوبی!
خلاصه دقیق یادم نیست اما چیزهایی میگفتند و میخندیدند.
مربی کمی ناراحت شد و گفت بچه ها من از ایمان دعوت کردم به اینجا بیاد. ایشون خیلی قبل تر از اینکه شما وارد این رشته بخواید بشید، در این رشته مقام آورده. اصلا رفتارتون درست نیست.
من دیگر تا انتهای کلاس چیزی نگفتم. یکی دوباری مربی پرسید نظری نداری؟ گفتم نه.
در آخر کلاس گفتم من دیگر نمی آیم. میخواهم روی پروژه ای کار کنم.
گفت: من از طرف بچه ها معذرت خواهی میکنم، منظوری نداشتند. و از من خواست نروم.
گفتم: خواهش میکنم، ولی نمی آیم چون اینها تحمل انتقاد و اینکه کسی اشتباهشان را اعلام کند ندارند.
کار کردن با این افراد بی نتیجه است.
خداحافظی کردم و رفتم.
چند ماه بعد در خیابان دوباره او را دیدم.
سلام و علیک کردیم.
پرسیدم مسابقات چه شد؟ به مسابقات رفتید؟ مقام آوردید؟
خنده ای کرد و گفت: آره رفتیم، ربات اصلا روشن نشد!
پیام این خاطره این بود که مسدود کردن صدای منتقد، دردی را دوا نمیکند. کار را باید ریشه ای حل کرد.
