ماجرای کشیش و هیپنوتیزم

متخصصان حنجره نتوانستند علت از دست رفتن صدای آقای کشیش را تشخیص دهند.

او متأهل بود و بیش از 50  سال سن داشت.

سالها بود که در کلیسایی در حومه شهر به ارشاد می پرداخت.

اما این کشیش به تدریج صدای خود را از دست داد.

او از این اتفاق بسیار ناراحت بود و سرانجام به عنوان آخرین امید، به سراغ درمان هیپنوتیزمی آمد.

در ابتدا تصور می کرد که احتمالا منشأ ناراحتی اش روانی باشد.

زیرا روزی وادار شد که بر روی سکوی وعظ از کلمات زشت و بدی استفاده کند.

کلماتی که برای یک کشیش مناسب نیست.

صدای او به طور طبیعی، بسیار رسا و قوی و موعظه اش بسیار نافذ بود.

اما پس از بروز این ناراحتی وقتی سخنان خود را شروع می کرد پس از رسیدن به نقطه حساس، ناگهان صدای آهنگ صدایش کم شده تا این که کاملا قطع می شد.

او از این که روز یکشنبه باید مراسم مذهبی را اجرا کند، بیم داشت.

زیرا، صدایش صوت رسای قبلی خود را از دست داده و خشن و ضعیف شده بود.

وقتی اولین بار برای درمان مراجعه کرد، فقط  بی صدا صحبت می کرد.

او تصور می کرد که علت از دست رفتن صدایش دعای بیش از اندازه است.

برای او توضیح داده شد آن احساسی که او را به استفاده از حرفهای ناپسند مجبور می کند، نشانه تنش عصبی است و او علت تنش را فراموش کرده است.

زیرا، انسان اغلب تمایل دارد حوادث نامطلوبی  را که برایش رخ می دهد، پوشیده نگاه  داشته و برای دیگران فاش نکند.

ولی، تحت تاثیر هیپنوتیزم، همه چیز را به یاد خواهد آورد.

در واقع ، هیپنوتیزم اتفاقاتی را که بیمار در اثر ترس و شرمساری فراموش کرده، یاد آوری می کند و در نتیجه مسـئله حل می شود.

علت از دست رفتن صدای آقای کشیش چه بود؟

ظاهراً، یکی از ثروتمند ترین و بانفوذترین افرادی که همیشه در مراسم مذهبی کلیسا شرکت می کرد، به دلیل پاره ای از مسائل با آقای کشیش به مخالفت پرداخته و سرسختی او موجب خشم کشیش شده بود.

علت از دست رفتن صدای آقای کشیش در ابتدا همین مشاجره بود.

در طول مشاجره شدید لفظی در کلیسا، کشیش ناگهان متوجه شد که مرد ابله کلمات زشت و صفات ناروایی را به او نسبت می دهد.

او از شنیدن این کلمات بشدت خشمگین گشت. ولی، خشم خود را فروخورده و واکنشی نشان نداد.

اما، بعد ها وقتی آن مرد را در کلیسا می دید، ناخودآگاه حرف های زشت و بدی را که مناسب او نبود بر زبان می آورد.

ترس از تکرار حرفهای بد و ناپسند برای او وسواس شده بود و تنش عصبی ناشی از این وسواس، بر صدای او تأثیر گذاشته بود.

در طول درمان هیپنوتیزمی، بیمار همه چیز را به یاد آورد و تواست بر اعصاب خود مسلط شود.

اکنون، صدای او مانند گذشته کاملا صاف و رساست.

قسمتی از کتاب : اسرار هیپنوتیزم، نوشته: س.ج.وان پلت، ترجمه محمدرضا آل یاسین

مطالب مشابه از ذهن آموز:
پاسخی بدهید