بررسی کتاب برخورد نزدیک از نوع سوم
کتاب برخورد نزدیک از نوع سوم که فیلم آن نیز ساخته شده، یکی از قدیمی ترین و معروف ترین مستندات مرتبط با فرازمینی ها و بشقاب پرنده هاست. در این مقاله، بخشی از کتاب و همه نکات مربوط به آن به اضافه تجربیات خودمان در این زمینه را نوشته ام.
کائنات، این تصور ناشدنی بی آغاز و بی انتها و مظهر عظمت، معماییست که از هنگامی که بشر فکر کردن را آموخت، ذهن او را به خود مشغول کرده است.
در مقایسه با قدمت زمین، مدت زیادی نیست که بشر کوشیده به مدد علم و تجربه، کره های بی شمار کائنات را یک به یک بگشاید اما به رغم خیزهای بلندی که در صدسال اخیر برداشته، آنچه به دست آورده به قدر قطره ای از اقیانوس ها هم نیست.
نشانه هایی از سوی فضا
هنوز هم اکثریت بر این باورند که زمین تنها کره قابل سکونت و انسان تنها موجود متفکر عالم است. اما در دهه های اخیر به یاری کاوش های فضایی و دریافت نشانه هایی از ورای زمین، دانشمندان دچار تردید شده اند و برخی از آنها این فرضیه را مردود میشمارند و به کل آن را رد میکنند.
علاوه بر تحقیقات فضایی و فرستادن سفینه های گوناگون برای یافتن پاسخ برخی از پرسش ها و بررسی در نشانه هایی که از فضا بر زمین میرسد، گوشه ای از کوشش های همزمان است.
افراد بسیاری مدعی اند که اجسام پرنده و درخشانی را دیده اند که برایشان ناشناخته بوده است و برخی هم مدعی دیدن موجودات فرازمینی شده اند. این ادعاها نه فقط مربوط به این قرن اخیر که عصر فضا نام گرفته، بلکه سابقه ای دیرپا دارند.
فضانوردان باستانی
اریک فون دانیکن در کتاب معروفش به نام ارابه خدایان به نقش هایی مربوط به انسان های نخستین استناد میکند که شباهت بسیاری به فضانوردان امروزی دارند.
با توجه به اینکه در آن دوران بشر به چنین درجه ای از علم نرسیده بود، او نتیجه میگیرد که پیشینیان ما نقش آدم های فضایی که در آن زمان احتما تمدن امروزی ما را داشته اند و به زمین آمده اند، را بر دیوارهای سنگی غارها حکاکی کرده اند.
با آغاز دستیابی بشر به فضا در نخستین سالهای قرن بیستم به تدریج به شمار موارد اعلام شده که زمینیان اجسام ناشناخته فضایی را مشاهده میکردند رو به افزایش رفت.
اصطلاح بشقاب پرنده
در سال 1947 یک روزنامه نگار امریکایی عنوان بشقاب پرنده را برای این اجسام ابداع کرد که خیلی زود جا افتاد و مورد استفاده قرار گرفت.
در دهه 1950 بشقاب پرنده یکی از موضوعات قابل توجه برای مردم جهان بود که بسیاری هم به تخیل و فانتزی آمیخته شد.
در سالهای بعد همچنان مشاهده اجسام پرنده نورانی تکرار شد و به علاوه شواهدی تازه و تکان دهنده از برخوردهای نزدیک تر از مشاهده، فرضیه های تردید آمیز را بیشتر به یقین نزدیک کرد.
بدیهی است که سینما و صنعت فیلم سازی نمی تواند از این موضوع پر جاذبه چشم پوشی کند.
این توجه از همان نخستین سال های پیدایش سینما با فیلم سفر به ماه در سال 1902 مشخص شد. در طول سالها و دهه ها فیلم های اینچنینی که برگرفته از گزارشات بودند ساخته شدند.
شروع فعالیت های استیون اسپیلبرگ
استیون اسپیلبرگ فیلمساز جوان امریکایی که نویسنده و سازنده برخورد نزدیک از نوع سوم است، خودش هرگز اجسام پرنده و فضایی را ندیده بود اما بر اثر مطالعه در این زمینه، به موضوع علاقمند شد و جستجوی سخت کوشانه ای را آغاز کرد و تقریبا تمام مطالبی را مربوط به این موضوع بود مطالعه کرد.
او با بسیاری از کسانی که با این اجسام برخورد داشتند گفتگو کرد و در چند مصاحبه تاکید کرد که سازمان جاسوسی امریکا (سیا) دایره ای ویژه برای بررسی در این زمینه دارد.
اما این سازمان هرگز اسناد و مدارک و اطلاعاتی که در اختیار دارد را منتشر نمیکند و به محققان اجازه استفاده از آنها را نمیدهد. (کتاب قدیمی است، در سالهای اخیر تعداد بسیار زیادی از اسناد یوفو را منتشر کردند.)
نیروی هوایی امریکا گفتگو درمورد اجسام فضایی را برای نظامیان ممنوع کرده و برای متخلفان زندان و جریمه نقدی در نظر گرفته است.
یکی از مشاوران علمی اسپیلبرگ، پروفسور آلن هاینک دانشمند 72 ساله و همچنین استاد نجوم دانشگاه و مدتی هم کارشناس اجسام ناشناخته فضایی در ارتش امریکا بود.
اسپیلبرگ ابتدا عنوان ما تنها نیستیم را برای داستانش انتخاب کرده بود اما پروفسور هاینک نام: برخورد نزدیک از نوع سوم را پیشنهاد کرد که عنوانی علمی تر بود.
معنی برخورد نزدیک از نوع سوم:
برحسب تعاریف علمی، برخورد نوع اول، مشاهده اجسام فضایی است.
برخورد دوم شواهد جسمانی است و برخورد نزدیک از نوع سوم به تماس مستقیم با موجودات فضایی گفته میشود.
در میان گزارشات، گزارشی را دیدم که توجه ام را بیش از همه به من جلب کرد، آن هم گزارشات بتی و بارنی هیل، زن و شوهری اهل نیوهمپشایر که سوار شدن بر سفینه ای فضایی را تجربه کرده بودند.
آنها ادعا کردند که در بشقاب پرنده تحت آزمایشات پزشکی هم قرار گرفته و سپس دچار فراموشی شده اند!
آنها دو سال با وحشت در کابوس زندگی کردند و بعد به یک روانپزشک مراجعه کردند.
او آنها را به صورت جداگانه هیپنوتیزم کرد و در خواب مصنوعی به یاد آوردند که در آن سه ساعتی که گم شده بودند چه کردند.
آنها به بتی یک نقشه ستاره ای که ترکیبی از خطوط شکسته و مستقیم بود نشان داده بودند. سالیان بعد، ستاره شناسان موفق به کشف 4 ستاره مهم شدند و توانستند آن نقشه را کامل کنند.
توضیح ایمان صادقی:
در اینجا لازم به ذکر است که بگویم تیم تحقیقاتی ما از سال 1390 روی پروژه ای به نام رادیو تلسکوپ پرتابل برای ارتباط با فرازمینی ها کار میکرد. قرار دادن این دستگاه در محیط های خاص و دورافتاده طبیعت میتواند سرنخ های تازه ای در مورد حضور فرازمینی ها به بشر بدهد.
ما دو پیام از موجودات فرازمینی دریافت کردیم که بسیار کوتاه بودند. مدتها روی رمزگشایی پیام ها کار کردیم و آن روزها را فراموش نخواهیم کرد. تنها چیزی که میتوانیم بگوییم این است که این موجودات دقیقا مثل خود ما، واقعی هستند.
پایان