تاریخچه جادو در اروپا
امروزه باور به جادو و سحر در بین مردم خصوصا تمدن های پیشرفته بسیار کم شده است. دیگر کمتر کسی برای یافتن ریشه تمام مشکلات و صدماتی که در زندگی اش وجود دارد به دنبال زنی سالخورده در محل زندگی اش می رود.
امروزه جادوگران برای اکثر مردم از صحنه ملی غایب هستند و بیشتر به فیلم ها و کتاب ها تعلق دارند.
با این حال این موضوع همیشه صادق نبوده و هم اکنون در سرزمین هایی که خصوصا تکنولوژی کمتر بر زندگی سنتی فائق گشته و عدالت اجتماعی و رفاه مادی در وضعیت مطلوبی نیست، اعتقاد بر جادو همچنان پابرجاست.
جادو و جادوگری مسیر پر فراز و نشییبی را طی کرده است.
اروپاییان در ابتدای دوران جدید به آن باور داشتند. در تاریخ جادو در اروپا اتفاقات غم انگیز و اندوهباری وجود دارد.
در سده پانزدهم تعداد فراوانی از مردم که بیشتر آنها زنان بودند، به اتهام جادوگری تحت تعقیب قرار گرفتند.
حدودا 40 هزار نفر از آنها به اعدام به شیوه زنده سوزی، دار زدن یا گردن زدن با شمشیر جلاد، محکوم شدند، در حالی که تعداد نامعلومی هم از سوی همسایگان خود محکوم شدند، از جمله یورش همگانی، حلق آویز شدن بدون محاکمه، طرد از جامعه و تبعید.
بسیاری از این افراد بی گناه بودند و هیچ کار شیطانی انجام نداده بودند اما بدون شک در میان این متهمان، کسانی هم بودند که برای آسیب رساندن به دیگران، کارهایی رمزی و سرّی انجام داده بودند و به همین خاطر به جادوگری متهم شده بودند.
برخی تاریخ نویسان باورهای مردم سده های شانزدهم و هفدهم به جادوگری را کاملا خرافه و غیر منطقی می دانستند و توفانی از خشم اخلاقی را نصیب بی رحمی و زودباوری شکارچیان جادوگران و قاضی های مربوطه می کردند.
نوعی جنون جادوگر کشی که در اروپا رواج پیدا کرد. کثیف ترین جنایت و پایمال کردن قوه استدلال.
زنده سوزاندن یک نفر، بهای سنگینی است برای وهم و خیال شخصی دیگر.
اما در آن زمان به علت قدرت مذهب در اروپا، منتقدان در اقلیت قرار داشتند و در چهارچوب مذهب نظر خودشان را اعلام می کردند.
نظر اکثریت جامعه این بود که جادوگری نه تنها وجود داشت بلکه روز به روز زیادتر هم میشد.
جیمز ششم، پادشاه اسکاتلند در سال 1597 به تلخی از جادوگران و نیروهای شیطانی در سرزمینش شکایت میکرد.
در سال 1613 در ناحیه مرزی بین فرانسه و اسپانیا 80 نفر را به جرم جادوگری زنده زنده سوزاندند.
امروزه بسیاری از مردم شناسان بر این باورند که سحر و جادو باهم فرق میکند و سحر نیرویی درونی است که برخی مردم آن را دارند مانند یک ویژگی مادرزادی.
ساحران می توانند بدون انجام کاری ویژه به سایر افراد، حیوانات یا محصولات کشاورزی آسیب بزنند. آنها می توانند تنها با یک نگاه یا فکری بدخواهانه و گاهی حتی خواسته ای غیرارادی خسارت وارد کنند.
برخلاف ساحران ، جادوگران دارای توانایی فطری برای آسیب رساندن نیستند. بلکه اعمالی مثل ذکر اوراد و عزایم یا تشریفاتی خاص را برای رسیدن به مقاصد خود به کار میگیرند.
میگویند هرکسی با فراگرفتن شیوه های مناسب می تواند جادوگر شود در حالی که برای ساحر شدن لازم است ساحر زاده شود.
اگر جادوگری قصد آسیب رساندن به کسی را داشته باشد ممکن است هنگامی که دارد به چیزی از شخص مورد نظر مانند تکه ای از لباس او، یا موی او یا خرده ای از ناخن او خسارت می رساند وردی را نیز نجوا کند ولی یک ساحر حتی بدون بلند کردن یک انگشت می تواند به چنین هدفی برسد.
در دادگاه های قدیم اروپا، آسیب های متداولی که در محکمه ها ذکر شده بود عبارت بودند از: تدارک مرگ و بیماری برای اشخاص و حیوانات، ضایع کردن محصولات کشاورزی، ایجاد ناتوانی جنسی، به وجود آوردن آب و هوای نامناسب و مداخله در تولید محصولات.
ترس از آسیب هایی از این دست در نواحی روستایی اروپا از زمان های باستان وجود داشته است و ظاهرا در نواحی شهر نشین کمتر پدید آمده است.
ولی نیروهای مرموز و جادویی را می شود جزو خیراندیشان هم به حساب آورد.
در بسیاری از جوامع، درمانگران نیز وجود داشته اند. همچنین افرادی که برای خنثی کردن جادوهای بد و رفع مشکلات مربوط به سحرها تلاش میکنند.
در جوامعی که مداوای پزشکی هر چقدر هم ابتدایی در دسترس اکثریت مردم نبوده است، بسیاری از این اشخاص با مداواهای عامیانه یا گیاهان دارویی سنتی آشنا بوده اند و کارهای شفادهنده واقعی را انجام می داده اند.
منبع: کتاب سحر و جادو در سده های شانزدهم و هفدهم در اروپا – جفری اسکار و جان کالو – ترجمه دکتر حسن جزایری