رفتارشناسی خودشیفته‌های منفور

یک موضوع جذاب و عمیق در روانشناسی رفتار پیچیده ی انسانها در برخورد با محبت هست. آدمها خیلی پیچیده اند، مخصوصا وقتی پای محبت و ابراز علاقه وسط باشد.

گاهی به کسی محبت میکنیم سعی میکنیم اگر رنجی داشته باشد یا ظلمی در حقش شده باشد با او همدلی و همدردی کنیم تا شاید کمی تسکین و تسلی بیابد ولی با کمال تعجب شاهد این هستیم که او در جواب رفتار خیرخواهانه ی ما کاملا برعکس رفتار میکند و مدام سعی در آزارمان دارد!! بیایید کمی درباره دلایل این رفتارها صحبت کنیم؛

اینکه چرا بعضی افراد با وجود محبت، متقابلا رفتار منفی نشان میدهند و حتی سوءاستفاده می‌کنند، می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد که چندتا را بررسی میکنیم:

۱. اختلالات شخصیتی یا الگوهای رفتاری آموخته‌شده:

خودشیفتگی (Narcissism): افراد خودشیفته معمولا احساس برتری‌طلبی زیادی دارند و دیگران را صرفا ابزاری برای رسیدن به اهداف خودشان می‌بینند. محبت زیاد ممکن است از نظر انها نشانه ضعف تلقی شود و انها را جسورتر کند تا بیشتر سوءاستفاده کنند. همدلی در این افراد کم هست.

ضداجتماعی (Antisocial Personality Disorder): این افراد اغلب بدون توجه به حقوق دیگران عمل می‌کنند، قابل اعتماد نیستند و ممکن است در فریب دادن و دستکاری روانی دیگران مهارت داشته باشند. محبت را به چشم فرصتی برای سواستفاده می‌بینند.

خودکم‌بینی شدید (Insecurity) و نیاز به کنترل: گاهی اوقات، افرادی که عمیقا احساس بی‌ارزشی می‌کنند، برای جبران این حس، سعی می‌کنند با سوءاستفاده از محبت دیگران، احساس قدرت کنند و کنترل کردن دیگران به آنها احساس ارزشمندی کاذب میدهد.

۲. تجربیات گذشته و یادگیری:

تجربه‌های تلخ در روابط: اگر فردی در گذشته بارها مورد سوءاستفاده قرار گرفته باشد، ممکن است ذهنیتش اینطور شکل بگیرد که “همه همین‌طورن” یا “محبت کردن فقط باعث میشود آسیب ببینی”. در نتیجه، ناخودآگاه خودش را سپر می‌کند و حتی ممکن است پیش‌دستانه شروع به سوءاستفاده کند تا حس قربانی بودن را تجربه نکند.

الگوبرداری از محیط: اگر فرد در خانواده یا محیطی بزرگ شده باشد که روابط مبتنی بر منفعت‌طلبی و سوءاستفاده بوده است، ممکن است این رفتار را “نرمال” تلقی کند و عین همان الگو را در روابط خودش تکرار کند.

۳. مکانیسم‌های دفاعی:

ترس از صمیمیت و آسیب‌پذیری: محبت زیاد ممکن است در فرد این احساس را بوجود بیاورد که در حال از دست دادن کنترل یا در معرض آسیب قرار گرفتن است و برای فرار از این احساس، ممکن است رفتار پرخاشگرانه یا سوءاستفاده‌گرانه نشان بدهد تا طرف مقابل را از خودش دور کند.

کمبود مهارت‌های ارتباطی: بعضی افراد بلد نیستند چطور محبت را دریافت کنند یا چطور به آن پاسخ بدهند. در نتیجه، واکنش‌هایشان ممکن است غیرمستقیم یا حتی مخرب باشد.

۴. علاقه به ” منفور بودن” از نگاه دیگران:

 گاهی اوقات، منفور بودن برای افراد می‌تواند کارکرد داشته باشد؛ جلب توجه (ولو منفی) برای برخی افراد، بهتر از بی‌توجهی است. منفور بودن باعث میشود دیده بشوند، حتی اگر این دیده شدن با احساسات منفی همراه باشد.

حفظ فاصله و ایجاد سپر دفاعی: همونطور که گفتیم، گاهی منفور بودن راهی است برای اینکه کسی به این افراد نزدیک نشود و نتواند به آنها آسیب بزند. این یک جور “خودت را از من دور نگه دار” از طرف آن فرد است.

احساس قدرت از طریق ترساندن: برخی افراد با ایجاد ترس یا نفرت در دیگران، احساس قدرت می‌کنند. این احساس قدرت، معمولا ناشی از ضعف درونی عمیق آنهاست.

این ترسها گاهی ریشه در کودکی و خانواده و  رفتار والدین دارد.

در مقالات بعدی به این موضوع خواهیم پرداخت که در برخورد با اینگونه رفتارها و شخصیت‌ها چگونه باید رفتار کنیم تا کمترین آسیب را ببینیم.

مطالب مشابه از ذهن آموز: