گفتگو با ایمان صدیقی و ایمان صادقی درمورد آموزش انجام اختراعات
نوجوانان و افراد کنجکاو و خلاق زیادی در ایران هستند که اهل کشف یا ساخت چیزهای جدید هستند و دوست دارند مخترع بشوند. ممکن است خیلی از آنها ندانند که مسیر این کار چگونه است و چطور میتوان مخترع بود، چیزی اختراع کرد و نام خود را به عنوان مخترع در کشور ثبت کرد؟
امروز تیم ذهن آموز مصاحبه ای را ترتیب داد با ایمان صدیقی و ایمان صادقی که از دوران مدرسه در دهه هشتاد اختراعات زیادی را انجام داده اند و در مسابقات و جشنواره های متعددی مقام کسب کرده اند، تا به سوالاتی که در این زمینه هست، پاسخ داده شود.
سوال: چگونه بفهمیم که میتوانیم مخترع شویم؟
اگر کسی سعی دارد تغییری در وسایل و ابزارها ایجاد کند یا علاقه دارد راه حل هایی برای مشکلات موجود پیدا کند، استعداد مخترع شدن را دارد.البته تقریبا همه این استعداد را به صورت بالقوه دارند به شرطی که علاقمند به انجامش باشند و ذهنیت بسته ای نداشته باشند.
سوال: از کجا بفهمیم چیزی که ساخته ایم قبلا ساخته شده یا نه؟
زمانی که ما در سالهای 1384 و 1385 مشغول انجام اختراعات مختلف بودیم، گوگل و سایت های اینترنتی به شکل امروزی وجود نداشتند یا اینقدر پیشرفت نکرده بودند. کم پیش می آمد چیزی را در اینترنت سرچ کنیم و برایش نتیجه ای بدست بیاید. بنابراین استعلام اینکه یک چیز اختراع شده است یا نه بسیار مشکل بود. اما خوشبختانه در حال حاضر با مراجعه به اینترنت این کار به آسانی قابل انجام است. کافیست درمورد ایده ای که دارید تحقیق کنید و ببینید که ساخته شده است یا خیر.
سوال: آیا میتوان چیزی که در خارج از ایران ساخته شده، دوباره در ایران ساخت و به عنوان اختراع آن را ثبت کرد؟
این سوال کمی چالش برانگیز است. اگر آن ایده یا اختراع، چیز جالب و به درد بخوری باشد، اداره ثبت اختراعات ایران سختگیری نخواهد کرد و نمونه ایرانی را به عنوان اختراع ثبت خواهد کرد. فقط آن ثبت اختراع قابلیت ثبت جهانی ندارد. اما در ایران کاملا معتبر است و از حمایت های قانونی و معنوی بهره مند میشود.
سوال: آیا سازمان یا تشکیلاتی وجود دارد که به مخترعین در انجام اختراع کمک کند؟
بله، اگر دانش آموز هستند با مراجعه به پژوهشسراهای دانش آموزی که در همه شهرهای ایران وجود دارند میتوانند از راهنمایی اساتید رشته های مختلف و امکاناتی نظیر: آزمایشگاه، کارگاه ها و کتابخانه ها استفاده کنند. اکثر آنها از نظر مالی هم کمک هایی میکنند و بخشی از هزینه های ساخت اختراعات مختلف را به مخترع پرداخت میکنند.
اگر دانشجو هستند یا اینکه تحصیل آنها تمام شده میتوانند به پارک های علم و فناوری مراجعه کنند. روند کار آنها کمی سخت تر است اما امکانات و قدرت مانور بیشتری در اختیار مخترع قرار میگیرد.
سوال: اگر کسی مورد حمایت هیچ سازمانی قرار نگرفت چه؟
در این صورت باز هم دلیل نمیشود که مخترع از کارش دست بکشد و متوقف شود. امروزه در یوتیوب و سایت های اینترنتی در همه زمینه ها مثل برنامه نویسی، الکترونیک، رباتیک و غیره آموزش های رایگان زیادی وجود دارند. اشخاص میتوانند آنچه را که بلد نیستند از اینترنت به راحتی یاد بگیرند.
زمانی که ما ربات جاسوسی ساختیم اصلا در هیچ سایتی آموزش ساخت ربات وجود نداشت. هیچ سایت فارسی نبود که سورس برنامه ها یا شماتیک مدارهای الکترونیکی را منتشر کرده باشد. باید کتاب میخواندیم و هرچیزی را با سوال پرسیدن از استادهای الکترونیک پژوهشسرا و آزمون و خطا پیش میبردیم اما امروزه علاوه بر اینترنت، هوش مصنوعی نیز به تمامی علوم به خوبی مسلط است و هرسوالی که داشته باشید پاسخ میدهد و حتی برای آن آموزش قدم به قدم ارائه میکند.
سوال: پس اینطور که به نظر میرسد حالا اختراع کردن از هر زمان دیگری آسان تر شده؟
بله، میتوان اینطور گفت. البته یک تفکر رایج هم وجود دارد که میگوید همه چیزهای خوب قبلا اختراع شده و چیزی برای اختراع نمانده است. این را ما حتی در دهه هشتاد که به پژوهشسرا میرفتیم از دانش آموزان زیاد میشنیدیم!
سوال: آیا واقعا همینطوره؟
مطمئن نیستیم. اگرچه قبلا خیلی از چیزها اختراع نشده بودند اما هرچقدر اختراعات بیشتری انجام شد، دامنه علوم و نیازهای زندگی هم گسترش پیدا کرد، در نتیجه ایده های جدیدی هم متولد شدند. مثلا قبلا نیازی نبود وسیله ای بسازید که هشدار بدهد ماشین در حال برخورد با یک مانع است ولی از زمانی که ماشین اختراع شد، این نیاز هم متولد شد.
سوال آخر: فایده اختراع کردن چیست؟ آیا فرد میتواند به عنوان شغل روی آن حساب باز کند؟
این سوال خیلی کلی است. بستگی به اختراعاتی دارد که آن شخص انجام میدهد. در طول تاریخ افرادی بوده اند که چیزی اختراع کرده اند که باعث ثروتمند شدنشان شده و مخترعینی هم بوده اند که کاملا بی پول مانده اند و هرگز ثروتمند نشدند.
در این زمینه تجاری سازی اختراعات خیلی مهم است. افرادی مثل ادیسون در این زمینه قوی بودند. او حتی اختراعات دیگران هم میخرید و کمی کیفیت آنها را از طریق مهندسینی که برایش کار میکردند بالاتر میبرد تا آماده عرضه به بازار شوند. سپس این اختراعات را به مردم میفروخت و کمپانی ثروتمند و موفق او، هنوز هم که سالها از مرگش میگذرد فعال است.
اما معمولا اختراع کردن یک علاقه درونی و نیاز درونی است. اکثر مخترعین به خاطر دل خودشان و لذتی که از این کار میبرند به سمتش میروند. با این حال اگر میخواهند در آینده نیاز مالی نداشته باشند حتما باید روی تجاری کردن یک یا دو ایده متمرکز شوند.
پایان