نقد بازی رد دد ردمپشن Red Dead Redemption 2

این نقد از بازی رد دد ردمپشن از روزنامه جام جم ضمیمه کلیک انتخاب شده است که توسط محمد رضا قربانی نوشته شده است.

قسمت دوم (رهایی) این طور آغاز می شود که دارید سواربر قطار از شهر شمالی بلک واتر دور می شوید و هیچ ایده ای ندارید که در شهر بعدی،آرمادیلو،چه چیزی در انتظار شماست؟

گفتگوهایی که بین دیگر مسافران رد و بدل می شود متوجه تان می کند که اوضاع از چه قرار است.

اگر به بیرون از پنجره نگاه کنید متوجه مناظر زیبایی می شوید. اما تا وقتی که پا در کفش شخصیت اصلی ماجرا،(جان مارستون) نکنید و یکی دو قدمی را با او همراه نشوید، متوجه نمی شوید که گشت و گذار در بازیred dead  چقدر کیف دارد.

وقتی برای اولین بار به آرمادیلو می رسید، ماهی کوچکی هستید که در تنگ بسیار بزرگی قرار دارد. هیچ کدام از شهروندان اسم جان مارستون را نشنیده اند و آن قدر مشغول تجارت خودشان هستند که حتی به شما توجه هم نمی کنند.

دنیای بازی تا کیلومترها فراتر از محیط شهر کشیده شده و اگر از همان ابتدای بازی چند مأموریت ساده را پشت سر نمی گذاشتید، در این صورت در این بیابان با هیچ کلیدی آشنا نبودید و گم می شدید.

مارستون قهرمانی دوست داشتنی است و به همین دلیل به سرعت در قلمرو نیوآستین دوست و رفیق پیدا می کند. یکی از آنها که در همان اوایل بازی وی را می بینید، یک مرزعه دار است که به شما یک اتاق برای زندگی کردن و یک اسب می دهد.

در این نقطه از بازی دیگر هر کاری دوست داشته باشید، نمی توانید انجام دهید و داستان در این نقطه به صورت خطی پیش می رود. اما ماموریت ها آن طور که باید و شاید نیاز به تمام شدن ندارند و در این سندباکس می توان کارهای پیش بینی نشده زیادی را انجام داد.

می توانید در این بازی از این مرحله به آن مرحله بپرید و تندتند بازی را به آخر برسانید، یا این که بی هدف این سو و آن سو بروید و دنیا را پشت سر بگذارید. هر دو این ها لذت بخش است به خصوص وقتی صرف نظر از مراحل پرهیجانش، کارهای زیادی هست که در خط اصلی بازی وجود ندارد ولی انجام آنها لذت بخش است.

جایزه های آنها هم قابل توجه است: اسلحه، پول یا شهرت. وقتی در شهر هستید، می توانید به سراغ یکی از پوستر های«فراری ها» در شهر بروید و طرف را دستگیر کنید و اگر در وسط بیابان باشید، می توانید به تیر اندازی بپردازید.

درred  dead  ، شهرت یک مساله جالب است. صرف نظر از این که آدم خوبی باشید یا آدم بدی، به سرعت مشهور می شوید و این مساله اجتناب ناپذیر است. بسته به میزان افتخاری که کسب کرده اید، رفتار مردم با شما عوض خواهد شد که این مساله می تواند مثبت یا منفی باشد. اگر آدم بدی باشید، شهروندان از شما می ترسند ولی اگر آدم خوبی باشید، به شما خوش آمد می گویند و حتی به شما اسب می دهند که در شهر گردش کنید.

در هر صورت خوبی و بدی زیادی در این داستان وجود دارد. اگر آدم خوبی باشید و یک اسب را بدزدید، کسی این موضوع را دزدی قلمداد نمی کند و اگر آدم بدی باشید، هرچه بیشتر بتوانید شکارچی های جایزه را از پا در آورید، مبلغ سر شما بالاتر خواهد رفت.

در دوئل ها، حتی وقتی سرعت یک فاکتور است، باید تیر خود را در محل مناسب بزنید.

سر مهم ترین قسمت است، اما گاهی اوقات لازم است دوئل را بدون کشتن حریف به پایان برسانید. با کمی تمرین می توانید به سرعت تفنگ را از دستان او بیرون بیندازید که این موضوع بیشتر از کشتن شخص دیگر برای شما شهرت به ارمغان می آورد.

با قابلیت dead  eye  می توانید روی دشمنان خود قفل کنید و بعد هدف خود را دقیق تر کنید. اگر خوب این دو کار را انجام دهید، می توانید یک هدشات بی نقص داشته باشید. با این وجود، تفنگ تنها وسیله شما نیست. مثلا وقتی می خواهید یک فراری را دستگیر کنید، باید اول خلع سلاحش کنید و بعد با کمند آنها را دستگیر کنید.

شلیک کردن به پای فراری ها هم بسیار لذتبخش است و صحنه ای که آنها روی زمین می خزند تا فرار کنند را تنها در فیلم های وسترن می توان دید.

از کمند خود برای افساربستن اسب های وحشی نیز می توانید استفاده کنید و گاهی اوقات گزینه خوبی برای تعویض و ارتقای اسبی است مدت زیادی بر پشت آن تاخته اید.

پس از این که یک اسب وحشی پیدا کردید آن را گوشه ای گیر بیندازید و در یک مینی گیم  آن اسب را رام کرده و اسب خود را عوض کنید.

بهتر است به دنبال اسب های کمیاب باشید، چرا که علاوه بر ظاهر و کلاس آنها،سریع تر از اسب های معمولی هستند.

اسب سواری تقریباً ساده است و می توان با کنترل ها به سادگی از حالت راه رفتن به چهار نعل و یورتمه آن را تغییر داد.

البته در این بازی باید خیلی حواستان به اسب باشد، چرا که ناگهان به رودخانه گام می گذارد و حتماً خوب می دانید که اسب ها شنا بلد نیستند.

البته اسب ها می توانند هدف شلیک دشمنان قرار گرفته یا با خطر خورده شدن توسط حیوانات وحشی مواجه شوند که احتمال اولی آن قدر کم است که اگر اسب تان تیر خورد، بهتر است خودتان را ملامت کنید نه بازی را.

به جز بازی طولانی تک نفره،red  dead  چند بازی چند نفره هم دارد که هم به صورت رقابتی و هم به صورت همکاری انجام می شود. فرقی نمی کند چه حالتی را بازی می کنید،تمام بازی های چند نفره در یک حالت آغاز می شود: حالت آزاد.

شما و 15 بازیکن دیگر به دنیا وارد می شوید و آزادید هر کاری می خواهید با دنیای اطرافتان انجام دهید. می توانید به یکدیگر شلیک کنید، برای آدم های داخل شهر مشکل درست کنید، با کمک همدیگر یک گنگ تشکیل دهید و حتی بزرگترین یاغی ناحیه شوید.

در حالت چند نفره شخصیت شما ثابت است و بسته به تجربه ای که جمع می کنید، می توانید مدل های کاراکتر خود را تغییر دهید و سلاح و اسب بهتری تهیه کنید.

متأسفانه نمی شود یک کاراکتر را از اول طراحی کرد. اول بازی که یک آدم معمولی بایک هفت تیر ساده هستید،کمی خسته کننده به نظر می رسد.اما بالا رفتن اول دشوار نیست و می شود آن را به نتیجه رساند.

وقتی به حالت آنلاین رقابتی وارد می شوید، فرقی نمی کند چه سطحی داشته باشید،همه بازیکن ها با هم در یک سطح هستند و بازی های مختلف چند نفره را انجام می دهند.

منبع :گیم اسپات

مطالب مشابه از ذهن آموز: