تاریخچه نجوم و اجزاء تشکیل دهنده جهان

تاریخچه نجوم را می‌توان به سه دوره تقسیم کرد: 1- دوره زمین مرکزی 2- دوره کهکشانی 3- دوره کیهانی

آغاز دور اول در تاریخ باستان است و پایانش در قرن شانزدهم. دوره دوم از قرن هفدهم تا قرن نوزدهم طول کشید و دوره سوم در قرن بیستم آغاز شد وهمچنان هم ادامه دارد.

دوره زمین مرکزی :

منجمان نخستین معتقد بودند که زمین باید در مرکز جهان باشد و فرض می‌کردند که خورشید، ماه و ستارگان به دور زمین ساکن می‌گردند. علاقه آنان چندان عملی نبود به طور عمده معطوف بود به مسائل عملی به رابطه واقعی یا فرضی رویداد های آسمانی با حوادث زمینی و به جستجوی آسمان به خاطر یافتن نشانه هایی از وقایع سعد و نحس.

با وجود همه این ها کشف های برجسته ای در این دوران صورت پذیرفت و گاهشماری با دقت زیاد رشد کرد.

دایرةالبروج مسیر ظاهری خورشید از میان ستارگان با دقت تمام تعریف شد، دوره کامل کسوف وخسوف تعیین شد و حتی در قرن دوم پیش از میلاد مسیح به حرکت محور زمین پی برده شد پایان این دوره در قرن شانزدهم با شخصیتی بزرگ به نام نیکولائوس کوپرنيکوس پیوند نزدیکی دارد.

دوره کهکشانی:

می‌توان گفت که نجوم جدید با این دوره آغاز شد کوپر نیکوس نشان داد که زمین، نه تنها مرکز جهان نیست، بلکه فقط یکی از سیاراتی است که به دور خورشید مرکزی می‌گردد.

معلوم شد که زمین منحصر به فرد نیست، سیاره ای کاملامعمولی است که به طرزی معمولی حرکاتی معمولی دارد. و در حقیقت آشکار شد که خورشید مرکزی خود ستاره ای از ستارگان بی شمار آسمان است، یکی از بیلیون ها ستاره همانند اطراف ماست که برخی بزرگتر و بعضی هم کوچکتر از خورشید و برخی سنگین تر و بعضی هم سبک تر از آن هستند.

در این دوره، روش مطالعه نجوم پیوسته علمی تر شد و انگیزه اصلی آن میل به شناخت و فهم قوانین بنیادی حاکم بر حرکت اجرام آسمانی و توضیح چیزهایی بود که بشر با چشم میدید پیشرفت های این دوران نتیجه تلفیق کار آمدی بود از رصد های پر دامنه، وسایل پیشرفته و کار نبوغ آمیز علمی.

رصدها و اطلاعات وسیعی که اهمیت بنیادی داشت با کار سخت رصد کنندگان دقیق که نام بزرگ تیخوبرائه در صدر آنان است جمع آوری شد. وسایل و ورود تلسکوپ به نجوم توسط گالیلئو گالیله در 1610، نشانه مرحله مهمی در تکامل علم نجوم به شمار می‌رود، همان طور که اختراع بعدی طیف نما نیز چنین بود.

این دو وسیله مکمل یکدیگر بودند، تلسکوپ رؤیت ستارگان را با وضوحی بیشتر ممکن می‌سازد، طیف نما نور ستارگان را تجزیه می‌کند و اطلاعاتی درباره ستارگان در اختیارمان می‌گذارد.

ذهن های جسور

نبوغ نجوم نیز مانند هر علم دیگری برای پیشرفت خود نیاز مند تلاش مغزهای بزرگی است که بتوانند بینش، تخیل، شهود و دانش زیاد را بر اطلاعات رصدی تطبیق دهند.مثل یوهان کپلر و سر آیزاک نیوتون که کپلر با کشف قوانین حرکت سیارات و نیوتون با کشف قانون گرانش عمومی در زمره این اندیشمندان بودند.

دورهٔ کیهانی:

در این دوره آشکار شد کهکشان هایی که خورشید ما به به یکی از آنها تعلق دارد فقط یکی از کهکشان های بسیاری است که برخی بزرگتر از کهکشان ما وبعضی هم کوچکتر از آن اند.

بخش زیادی از تحقیقات نجومی یک قرن اخیر به این کوشش اختصاص داشته که تصویری کامل از جهان به دست آوریم.

تلسکوپ های نوری بزرگتر و تلسکوپ‌های رادیویی عظیم، برای کمک به این تحقیقات ساخته شدند.

نظریه بزرگی که در ذهن عامه مردم بیش از همه به این دوره ارتباط داده می‌شود ابتدا متعلق به دانشمند بزرگ آلبرت اینشتین و دیگری استیون هاوکینگ است، که هر دو فیزیک دان و ریاضی دان بودند و کیهان شناسی و اختر فیزیک، سخت به نظریه های این دو متکی هستند.

نسبیت در این دوره نجومی است که ما زندگی می‌کنیم و تا پایان آن راه درازی در پیش است.

جهان و اجزاء تشکیل دهنده آن

از زمانی که بشر از خود و از جهانی که درآن و از آن سکنه دارد آگاه شده است آسمان را با ترس و شگفتی، منبع جذبه ای پایدار و افسون کننده دانسته است.

این ترس و شگفتی مطالعه و علم، سبب می‌شود بشر که بی وقفه در تلاش برای فائق آمدن بر جهل و حل اسرار بود، سر انجام علم نجوم را پدید بیاورد.

نجوم چیست؟

نجوم علم مواضع، حرکات، ساختمان یا ساختار ها، سرگذشت ها و سرنوشت های اجرام آسمانی است. این علم جذاب، در سیر تحول خود به عنوان یک علم، بسیاری از قوانین بنیادی حاکم بر این اجرام را کشف کرده است، اما در ماهیت پژوهش های علمی است که کار آن هرگز پایان نمی پذیرد و در اینجا نیز چون علوم دیگر، تلاش های بسیاری به جا مانده است که باید انجام شود.

هدف از مطالعه نجوم این است که اندیشه جستجوگر هوشمند باید سوال کند و به جست وجو یافتن پاسخ برآید چرا و چگونه را بداند و بشر از همان ابتدای خلقت به بالا نظر افکنده و آسمان را دیده است و او را برای حل اسرارش به چالش طلبیده است.

بشر در مرحله ای واکنشش را به صورت جادو و اسطوره بیان کرد و این واکنش در هنر، ادبیات و ادیان جهانی تجلی یافت. سپس کوشید تا برای پدیده های آسمانی توضیحی علمی فراهم آورد که این توضیحات موضوع علم نجوم اند.

اجزاء تشکیل دهنده :

زمینی که درآن زندگی می‌کنیم یک سیاره است، یکی از چند سیاره ای که به دور خورشید می‌گردند.

با چشم برهنه می‌توان خورشید، چند سیاره، یک قمر ماه، چند هزار ستاره، تیر های شهابی، ستارگان دنباله دار را رؤیت کرد. این اجرام آسمانی اجزائی هستند که عالم را تشکیل می‌دهند.

عالم از بیلیون ها بیلیون ستاره، سحابی ها، سیارات، سیارک ها، اقمار، ستاره های دنباله دار و…. تشکیل شده است و این عظمت کیهان را نشان میدهد.

ستارگان چه هستند؟

گوی های بزرگی از گاز بسیار گرم هستند که به واسته نورشان می درخشند. دمای آنها در سطح هزاران درجه و در داخل بسیار بیشتر است. در این دماها ماده نمی‌تواند به صورت جامد یا مایع وجود داشته باشد، گازهایی که ستاره ها را می‌سازند بسیار غلیظ تر از گازهایی است که معمولا در سطح زمین وجود دارد.

چگالی فوق العاده زیاد این گاز ها معلول فشارهای عظیم داخل ستاره هاست.

ستاره ها در فضا حرکت می‌کنند اما حرکت آنها به آسانی مشهود نیست و در طول یک سال رد هیچ تغییری را در وضعیت نسبی آنها نمی‌توان یافت حتی در هزار سال هم حرکت قابل ملاحظه ای در آنها مشهود نیست.

فاصله و الگوی آنها در حال حاظر دقیقا همان است که هزار سال پیش بوده، این ثبات بیان گر فاصله عظیمی است که بین ما و آنها وجود دارد. با این تفاصیل چندین هزار سال طول می‌کشد که تغییر قابل ملاحظه ای در نقش ستاره ها پدید آید.

همین ثبات است که باعث شده نام متداول به آنها اطلاق شود.

سحابی ها:

سحابی، ابر وسیعی متشکل از غبار و گاز است گازهایی که آن را تشکیل می‌دهند بسیار رقیق و در دمایی کم اند. آنها به علت نور خود نمی‌تابند بلکه بر اثر نور ستارگان مجاور قابل رؤیت اند.

سیارات:

سیارات اجرام تقریبا کروی جامد بزرگی هستند که به دور خورشید می‌گردند. از میان آنها سیاره خودمان زمین است.

همه سیارات نسبتا سرد اند و بازتاب نور خورشید آن ها را مرئی می‌کند. بعضی از آنها را می‌توان هر از چندگاهی با چشم برهنه دید.

سه سیاره را فقط با کمک تلسکوپ می‌توان مشاهده کرد.

سیارات معمولا با نوری پایدار می‌درخشند. نوری که از ستارگان به چشممان میرسد به نظر می‌آید که هم از نظر رنگ و هم از نظر روشنی به سرعت تغییر می‌کند. این تغییرات همان چشمک زدن ستاره هاست.

سیارات آسمان را سیر می‌کنند سیاره ای که نزدیک ستاره ای بوده ممکن است بعدا در نزدیک ستاره ای دیگر باشد در تلسکوپ ها به شکل قرص های کوچک نورانی اند.

سیارک ها:

اجرام جامد کوچکی به شکل های نامنظمی اند که مانند سیارات بزرگ به دور خورشید می‌گردند و اصلی ترین تفاوتشان با سیارات اندازه آنهاست. آن ها را به نام ستارگان صغار یا سیارات خرد نیز می‌شناسند.

سرس Ceres بزرگترین سیارک است. قطری برابر با 800 کیلومتر دارد که معمولا قطر بسیاری از سیارک ها حدود سه کیلومتر است.

اولین سیارک در اول  ژانویه 1801 کشف شد و پس از آن تعداد زیادی از آنها کشف شد با یک تلسکوپ بزرگ می‌توان از 100000سیارک عکس برداری کرد آنها نیز با انعکاس نور خورشید می‌درخشند و آنها را بدون تلسکوپ نمی‌توان دید.

اقمار:

هفت سیاره از نه سیاره بزرگ هر کدام یک یا چند ماه دارند که به دور آنها می‌گردند زمین فقط یک ماه (قمر) دارد در حالی که مشتری بیش از شصت ماه دارد درسال 2004 بیش از 80 قمر برای سیارات منظومه شمسی کشف شد.

ستارگان دنباله دار:

آنها اجرامی آسمانی هستند با شکلی منحصر به فرد و اندازه ای بزرگ که که گاهی ظاهر میشوند بیش از هزار دنباله دار 260 تا در مدار های بسته یعنی اول و آخری ندارند آنها پیوسته مسیر واحدی را دور می‌زنند.

شهاب واره ها:

معمولا اجسام جامد ریزی به اندازه ته سنجاق اند که در فضا حرکت می‌کنند که گهگاهی جذب زمین و به دام جو می افتند گرمایی که در این برخورد ایجاد می‌شود جسم را می‌سوزاند و غبار حاصل از این سوخت به زمین سقوط می‌کند.

خورشید:

ستاره ای معمولی شبیه سایر ستارگان ولی چون به زمین نزدیک است بزرگ به نظر می‌رسد گرما و نور این ستاره بقاءحیات را می‌سازد.

سیارات:

تعداد ٩ سیاره وجود دارد که به دور خورشید می‌گردند: عطارد، زهره، زمین، مریخ، مشتری، زحل، اورانوس،

نپتون و پلوتون که عطارد از همه بیشتر به خورشید نزدیکتر است و دورترین آنها پلوتون است فاصله زمین از خورشید 150 میلیون کیلومتر است.

خورشید و سیارات، اجزاءاصلی منظومه شمسی اند.

حتی کهکشان ما تنها کهکشان موجود در جهان نیست در سال‌های اخیر تعدادی از آنها کشف شده است.

منبع: کتاب نجوم به زبان ساده

مطالب مشابه از ذهن آموز: