فراروانشناسی به عنوان یک علم

چه عاملی فراروانشناسی را به صورت یک علم درمی آورد، تا آنجا که کسانی با آن کاملا” آشنا شده اند آن را یک علم می دانند؟ اول از همه، نشانه های در حال پیشرفتی وجود دارند مبنی بر اینکه روش ها و معیارهای به کار برده شده در مطالعه ی پیشرفته ترین علم، حداقل با نشانه ها و معیارهای حوزه های علمی دیگر، مثلا” شاخه های دیگر علوم رفتاری، برابر هستند. به علت مشکلات خارق العاده کار کردن با پدیده ی فوق روانی، این قضاوت به تدریج و به کندی پذیرفته شده است. اما حداقل برای برخی از معیارهای به رسمیت شناختن یک علم، قضاوت مزبور به حد کافی خوب بوده است. یکی از این نشانه ها، رسمیت «انجمن فراروانشناسی» به عنوان شاخه ای وابسته به «انجمن امریکائی پیشرفت علم» در سال 1969 بود.

اینک مجموعه کافی از مدارک تأیید کننده از جانب مراکز تحقیق مستقل در سطح جهان، به کمک شتافته و شاید فراروانشناسان را بی صبرانه منتظر بالا رفتن میزان پذیرش و به رسمیت شناختن کامل می سازد. اما آنها نمی توانند به طور جدی تردید داشته باشند که فقط مسئله زمان در کار است. شدیدترین مخالفان فراروانشناسی ساکت ماندند و هنوز هم خاموش می باشند. معذلک بهترین قرینه در مورد اینکه فراروانشناسی یک علم است، ظهور عمومیتی است که نشان می دهد یک سیستم منظم از بطن تحقیقات پراکنده، یعنی یافته هایی مانند آنچه که در بخش قبلی در مورد یگانگی انواع فرعی نیروهای فوق روانی ذکر شد، به وجود می آید.

این خواص عمومی یا اصول کلی بخشی را به خود اختصاص می دهند زیرا به عنوان عظیم ترین واحدهای ارتباطی هستند که به درون ساختمان یک تصویر تئوریک از فرایند نیروی فوق روانی، به عنوان بخشی از نظام طبیعت، وارد می شوند. حداقل می توان تعدادی از این خواص عمومی را به طور مختصر مشخص نمود.

منبع: کتاب سفر به ماوراء – تالیف: ریچارد کاوندیش – جی بی راین

مطالب مشابه از ذهن آموز:
خبرنامه
خبرم کن از
0 دیدگاه
Inline Feedbacks
مشاهده همه دیدگاه ها
0
خوشتان آمد، کامنت بگذارید!x