نقش و نظریات شارکو در هیپنوتیزم

در دهه ی 1890 متخصص اعصاب معروف فرانسوی شارکو تحقیقات بالینی وسیعی را در زمینه ی بیماریهای اعصاب انجام می داد.

شارکو به کمک تحریکات شدید عصبی از قبیل به صدا در آوردن ناگهانی یک ناقوس یا روشن کردن ناگهانی یک چراغ بسیار پر نور ، بیماران هیستریکی را به طور برق آسا به حالت خلسه ای همراه با انقباض عضلانی کاتالپسی فرو می برد.

شارکو معتقد بود که تنها بیماران مبتلا به هیستری قابلیت هیپنوتیزم شدن را دارند و حالت هیپنوتیزم نشانه ای از وجود بیماری عصبی از نوع هیستری است.

به هرحال از آنجایی که شارکو تنها یا اکثراً با بیماران هیستریک سروکار داشت، بررسی و تحقیق درباره ی نظریه اش برای او امکان پذیر نبود.

شارکو اعتقاد داشت که برخی از نقاط بدن، تولیدکننده هیپنوتیزم هستند.

بنابراین با تحریک یا فشار براین مراکز، می توانیم در فرد تولید حالت هیپنوتیزمی بکنیم.

او معتقد بود که در حالی که با فشار ناگهانی بر سیستم عصبی بیمار می توانیم در چند لحظه او را وارد خلسه کنیم، تلقینات لفظی کاری زاید است.

شارکو عقاید عجیب و غریب دیگری هم داشت.

مثلاً خیال می کرد در حالت هیپنوتیزم، سوژه یا بیمار قدرت شنوایی ندارد.

او در یک جلسه برای نشان دادن صحت نظریاتش به چند پزشک، در حالی که بربالای تخت یک بیمار هیستریکی جمع شده بودند، اظهار داشت:

آقایان، حالا من با زدن ضربه ای به بازوی این بیمار، حالت فلج شدن در او ایجاد می کنم و به همین صورت هم عمل کرد و آثار فلج شدن در بیمار ظاهر شد.

ولی شارکو نمی دانست که این حالت بر اثر تلقین لفظی او ایجاد شده است نه بر اثر ضربه.

این نوع تصورات در کنار عقیده ی عمومی که خیال می کردند در حالت هیپنوتیزم، روح افراد از بدنشان خارج می شود یا تحت اراده ی هیپنوتیزور قرار می گیرد به این علت بود که در آن زمان هیپنوتیزورها یا مسمریست‌ها هیچگاه خودشان حالت خلسه یا بحران را تجربه نکرده و به اصطلاح به هیپنوتیزم از بیرون، نه از درون می نگریستند.

بنابراین حتی خود هیپنوتیزورها عقاید نادرستی در باره ی هیپنوتیزم داشتند.

بدون شک شارکو از نوابغ و ستارگان درخشان علوم پزشکی است.

نظریات ناصحیح او در باره ی هیپنوتیزم بیشتر به علت عدم پیشرفت کافی روان شناسی و فیزیولوژی در آن زمان بود.

با این وجود شارکو اولین دانشمندی بود که میزان تأثیر هیپنوتیزم را به سه سطح کاتالپسی (انجماد عضلانی)، لتارژی (خواب آلودگی) و سومنامبولیسم یا خوابگردی (حالت شایعی که برخی از افراد شبها در حالت خواب و ناخودآگاهی از بستر برمی خیزند و بدون اراده برخی کارها را انجام می دهند) تقسیم کرد.

البته این تقسیم بندی در عصر ما دیگر اعتبار چندانی ندارد.

روی هم رفته نظریات شارکو برعکس زمینه ی بیماریهای عصبی، در دامنه ی هیپنوتیزم راه گشا نبود و بیشتر این طرز تفکر را تقویت می کرد که هیپنوتیزم نوعی خواب است.

منبع: کتاب هیپنوتیزم علمی نوین / تالیف: ریچارد شروت / ترجمه: دکتر رضا جمالیان

مطالب مشابه از ذهن آموز:
خبرنامه
خبرم کن از
0 دیدگاه
Inline Feedbacks
مشاهده همه دیدگاه ها
0
خوشتان آمد، کامنت بگذارید!x