دلایل مرگ موتزارت و بتهوون
در این مقاله به دلایل مرگ موتزارت و بتهوون دو اسطوره موسیقی در جهان پرداخته ایم.
پرونده های پزشکی موتزارت و بتهوون حدودا 36 سال پیش کاملا بررسی شدند.
چنین شایع بود که موتزارت بر اثر مسمویت جان سپرده و گویا این سم را یکی از آهنگسازان همزمان او که به احتمال زیاد به او حسادت می ورزیده، به موتزارت خورانده است.
اما پزشکی به نام استیفن جوردن از بخش بیماری های قلبی از بیمارستان سلطنتی بریستول با مطالعه شرح حال این آهنگ ساز نامی به این نتیجه رسیده که مرگ وی بر اثر ابتلا به آندوکاردیت میکروبی (التهاب پوشش داخلی قلب) بوده است.
ماجرا از این قرار است که موتزارت در دوران جوانی اش 3 بار دچار حمله روماتیسمهای مفصلی شده بود و در سن 20 سالگی هم خودش می دانست که قلبش بیمار است.
او دچار تنگی نفس می شد که این خود حاکی از تخریب تدریجی دریچه های قلبی است.
3 ماه پیش از مرگش از هما توزی رنج می برد. و این زمانی پدید امده که عفونت به تمامی بدن وکلیه ها گسترش یافته بوده (در همین زمان بود که شایعه مسوم شدن او با جیوه که عوارضی در کلیه پدید می آورد بر سر زبان ها افتاد.)
شبی که فلوت سحر آمیز را رهبری می کرد، ضعف و رنگ پریدگی، رنگ غیر طبیعی در او مشاهده شد. پاهایش ورم کرده بودند که این خود نشانه دیگری از بیماری کلیه است. تنفسش چنان دشوار بوده که مانع خوابیدنش شده بوده است.
در شب مرگش، دچار حمله ای شد که دکتر جوردن آن را مربوط به گسترش عفونت تا مغز می داند.
در این حالت فقط آنتی بیوتیک می توانست به داد او برسد.
ارتباط دادن مسئله ناشنوایی بتهوون به سیفیلیس نیز پایه و اساس ندارد. در این زمینه ام دکتر تام پالفرس متخصص روماتیسم، پرونده پزشکی این آهنگساز را مورد مطالعه و بررسی قرار داده است.
در این پرونده پزشکی، هیچ نشانی از بیماری سیفیلیس دیده نمی شود.
در عوض همه چیز نشان از سارکوئیدوز یا بیماری شبیه به سل می دهند. در برخی موارد این گوش ها هستند که مبتلا می شوند و در آخر کار کبد گرفتار می شود.
از طرفی هم می دانیم که مادر بتهوون، بر اثر بیماری سل از دنیا رفت و این می تواند درد های سینه و عفونت های ریوی آهنگساز را نیز به نحوی توجیه کند.
بتهوون در موقع مرگ به طور جدی و خطرناک دچار نارسایی کبدی بوده است. باید بگوییم که الکلیسم همراه با ناامیدی ناشی از ناشنوایی در سیر سریع بیماری سارکوئیدوز موثر بوده و آن را تا به کبد گسترش داده است.
در این جا هم باز آنتی بیوتیک ها می توانستد جان هنرمند را نجات دهند و با تجویز کورتیکوئیدها می شد شنوایی این نابغه بزرگ موسیقی را بهبود بخشید.
