نقد فیلم Red Lights ، دانشمندان ادعای ماورایی بودن یک مرد را بررسی میکنند
فیلم نورهای قرمز یا Red Lights یکی از فیلمهای علمی و تخیلی جالب است که نقد آن را در این مطلب میخوانید.
داستان فیلم از این قرار است که یک زن میانسال به نام مارگارت که استاد فیزیک دانشگاه است به همراه دستیار جوانش به اسم تام باکلی که او هم فیزیکدان است سعی در برملا کردن و افشا کردن حقههای افرادی هستند که ادعا میکنند توانایی ارتباط با ارواح را دارند.
نقش تام را کیلین مورفی بازیگر سریال پیکی بلایندرز بازی کرده است.
در ابتدای فیلم مارگارت چند مورد مشهور را توضیح میدهد.
مثلا توضیح میدهد که وقتی طرفین دستشان را روی میز فشار میدهند ، طرف دیگر میز به علتی کاملا طبیعی در هوا معلق میشود و مردم خیال میکنند که ارواح میز را بلند کردهاند.
رقابت دانشمندان با سایمون
در همین حین مردی نابینا به نام سایمون سیلور، با بازی رابرت دنیرو که به خم کردن فلزات با ذهن و شفای ذهنی مشهور بوده و سالها از صحنه دور بوده بازگشته تا دوباره قدرتش را نشان بدهد.
مارگارت در گذشته یک بار سعی کرده بود دست او را رو کند اما موفق نشده است.
بیننده تا نیمه اول فیلم احساس میکند که پیام فیلم این است که هر پدیدهای توضیحی علمی دارد.
تا حدی که حتی بینندهها در همان اوایل فیلم با خود میگویند حتما سایمون نابینا نیست و وانمود میکند که نابینا است.
در قسمتی از فیلم، فعالیتهای نینا کولاگینا که در زمان شوروی سابق مورد آزمایش قرار گرفت نشان داده میشود.
در فیلم اینطور گفته میشود که در آن زمان به علت بسته بودن جامعه شوروی و بینالمللی نبودن آزمایشات نمیتوان به قدرتهای نینا کولاگینا اعتماد کرد.
همه چیز ممکن است از سوی شوروی یک فیلم و حقه باشد.
قرار است سایمون در یک آزمایشگاه علمی به صورت کاملا کنترل شده نیروهای خودش را اثبات کند.
دانشمندان گفته اند که پس از این آزمایش این قدرتها را خواهند پذیرفت.
اما آنچه آنها از آن مطلع نبوده اند این است که هرچقدر شرایط سخت و کنترل شده باشد باز هم یک شیاد باهوش میتواند راهی برای گول زدن دانشمندان پیدا کند.
بنابراین برای نتیجه گیری به هیچ وجه نباید عجله کرد.
قبل از اینکه بتوانند دست سایمون را رو کنند، دکتر مارگارت می میرد.
حالا تام به تنهایی مصمم است این ماموریت را به انجام برساند، اما آیا موفق خواهد شد؟
اگر فیلم را ندیده اید ادامه این مطلب داستان فیلم را لو میدهد.
آیا در این فیلم سایمون سیلور واقعا قدرتی داشت؟
به هیچ وجه.
عکاسی ذهنی او فقط روی دوربین های قدیمی جواب میداد و روی دوربینهای دیجیتال بی اثر بود.
به این خاطر که ورژن حقهای که او استفاده میکرد قدیمی و مربوط به دوران جوانی خودش بود.
اگر واقعا نیرویی داشت مدل دوربین برایش تفاوت زیادی نمیکرد، فقط شاید کیفیت تصاویر در دوربینها متفاوت میشد.
آیا سایمون واقعا تومور را از شکم بیمار بیرون آورد؟
خیر، این حقه هم افشا شده و حتی کریس انجل در یکی از برنامه های خود راز آن را برملا کرد.
این کار در تایلند زیاد انجام میشود ولی حقیقت ندارد.
دست شفادهنده در بدن فرد داخل نمیشود فقط اینطور به نظر میرسد.
برای همین این اجرا فقط از زاویه خاصی به مخاطب نشان داده میشود و اجازه مشاهده و بررسی از نزدیک را به مردم نمیدهند.
همچنین تمام اجراهای داخل صحنه که سایمون انجام میداد مانند خاموش و روشن شدن لامپها و سوختن وسایل از قبل برنامه ریزی شده بود.
اواخر فیلم نشان میدهد که چطور تام وارد قسمت فوقانی سالن نمایش میشود و برنامه را به نفع خود تغییر میدهد.
بنابراین اتفاقی که در پایان فیلم رخ میدهد هم یک نیروی ماورایی نیست.
آیا سایمون سیلور بیماری پسر مارگارت را پیشگویی کرده بود؟
خیر، پسر او از همان بچگی بیمار بود.
مارگارت گفت : از اینکه از بیماری پسرم سوءاستفاده کرد ناراحت نشدم، از اینکه چرا در این مورد شک کردم ناراحتم.
بنابراین سایمون مانند برخی فالگیرها به صورت پنهانی اطلاعاتی از زندگی مارگارت بدست آورده بود تا او را غافلگیر کند.
پایان فیلم Red Lights
اما چرا پایان فیلم به این شکل بود؟
در آخر یک اتفاق ماورایی برای تام رخ میدهد.
در واقع فیلم نمیخواهد برای مخاطب کلا این مساله انکار شود، بلکه میخواهد دست افرادی مثل سایمون رو شود.
فیلم میخواهد بگوید همانقدر که نباید زودباور بود همانقدر هم باید ظرفیت پذیرش چیزهای جدید را داشت.
در واقع مارگارت بیش از حد روی باورهای خودش تعصب داشت اما تام اینطور نبود.