بررسی تأثیراتِ مصرف طولانیمدت داروهای اعصاب بر احساس
در دنیای مدرن، داروهای اعصاب مانند لنگرهایی هستند که کشتی طوفانزدهی روان انسان را از غرق شدن نجات میدهند. اما وقتی این لنگر برای سالها در اعماق اقیانوس باقی میماند، ممکن است اجازه ندهد کشتی دوباره با موجهای شادی یا حتی غم حرکت کند.
پدیده بیتفاوتی عاطفی (Emotional Blunting)
بسیاری از داروهای اعصاب، بهویژه دسته SSRIها (مهارکنندههای بازجذب سروتونین)، با تنظیم سطح انتقالدهندههای عصبی، «قلههای» احساسی را نابود می کنند. یعنی همانطور که اجازه نمیدهند فرد به قعر درهی افسردگی و اضطراب سقوط کند، اجازه نمیدهند به قلهی لذت و ذوق (Euphoria) هم صعود کند.
نتیجه، یک «خط صاف» در احساسات است؛ جایی که نه اشکی جاری میشود و نه قهقههای زده میشود. بیمار احساس میکند در یک حباب شیشهای محبوس شده که صدا و رنگ زندگی را به شکلی کدر به او میرساند.
دکتر گای گودوین (Guy Goodwin)، روانپزشک برجسته دانشگاه آکسفورد، در تحقیقات خود به وضوح اشاره میکند که:
«بسیاری از بیماران تحت درمان طولانیمدت، گزارش میدهند که احساساتشان “کمجان” شده است. آنها دیگر نمیتوانند مانند گذشته از زیباییها لذت ببرند یا با دیگران همدلی عمیق داشته باشند.»
همچنین در کتابهای مرجع عصبشناسی آمده است که مصرف طولانیمدت این داروها میتواند بر سیستم پاداش مغز (دوپامین) تأثیر بگذارد. وقتی سیستم پاداش ضعیف شود، «انگیزه» و «اشتیاق» که سوختِ اصلی روح برای حرکت هستند، خاموش میشوند.
از دیدگاه روانکاوی، گاهی مغز برای محافظت از خود در برابر دردهای قدیمی، به کمک دارو یک سد دفاعی میسازد.
ویکتور فرانکل، روانپزشک و نویسنده کتاب «انسان در جستجوی معنا»، معتقد بود که روح انسان هرگز نمیمیرد، بلکه در پشت لایههای رنج یا بیحسی پنهان میشود. او میگوید:
«آنچه انسان را از پای در میآورد، رنج کشیدن نیست؛ بلکه رنج کشیدنِ بدون معناست.»
وقتی فرد سالها با دارو زندگی میکند، تفکیک بین «خودِ واقعی» و «خودِ دارویی» دشوار میشود. بیمار از خود میپرسد: «آیا این من هستم که سرد و بیاحساسم، یا این اثرِ قرص است؟»
این ابهام باعث میشود فرد احساس کند روحش از کالبدش جدا شده یا اصطلاحاً دچار «مسخ شخصیت» شده است.
علم امروز میگوید که مغز خاصیت «انعطافپذیری» (Neuroplasticity) دارد. یعنی هیچ حالتی، حتی بعد از سالیانِ سال، لزوماً دائمی نیست.
نکته بسیار مهم:
هرگز و تحت هیچ شرایطی دارو را به صورت خودسرانه قطع یا کم نکنید؛ چون سیستم عصبیِ شما به این توازنِ شیمیایی عادت کرده است. اما صحبت با یک روانپزشک حاذق برای «تعدیل دارو» یا اضافه کردن «رواندرمانی تحلیلی» میتواند کمک کند تا دوباره دریچههای احساستان باز شود.
این بیذوقیِ حاصل از مصرف طولانی مدت داروهای اعصاب، نه تقصیر شماست و نه نشانهی مرگ دائمی روحتان؛ بلکه تنها یک «خوابِ زمستانی» شیمیایی است که با مراقبت صحیح، میتواند به بهار برسد.