ماجرای جیم جونز خطرناک ترین فرقه مخفی
جیم جونز یک مبلّغ مذهبی بود که به پیروانش وعده بهشت روی زمین را داده بود اما در جنگلی در امریکای جنوبی آنها را به کام مرگ فرستاد.
او در کودکی از سوی خانواده با کمبود محبت و توجه قرار داشت و سپس تحت سرپرستی زن همسایه که فردی مذهبی بود قرار گرفت.
زن همسایه او را با کلیسا آشنا کرد و جیمز صمیمیت و محبتی که درخانه تجربه نکرده بود را در کلیسا پیدا کرد.
وقتی کمی بزرگ تر شد کتاب مقدس را با خود به مناطق فقیرنشین میبرد و برای مردم خصوصا سیاهپوستان میخواند.
سپس به خاطر علاقه ای که به این کار داشت کشیش شد.
چندی بعد با پولی که از مردم گرفته بود یک کلیسا ساخت و نامش را معبد مردم نامید.
در تابستان 1965 او گروه کوچکی از 140 فرد وفادار را دور خود جمع کرد.
جیم مردم را در معبد خود جمع میکرد و کسی نمیدانست داخل معبد دقیقا چه اتفاقی می افتد.
او تصمیم گرفت برای فرار از افراد کنجکاو، جای دنج و متروکی را پیدا کند.
مکان مورد نظر جایی در شمال امریکای جنوبی به نام گایانا بود.
او به آن محل نقل مکان کرد و نامش را شهر جونز نامید.
در آگوست 1977 در مجله ای در مورد معبد مردم مقاله ای چاپ شد و هنوز همه به فعالیت های جیم جونز خوشبین بودند.
یک سال بعد از میان کسانی که در معبد بودند، برخی خویشاوندانشان نگران این افراد شده و از نماینده کنگره کالیفرنیا به نام لئو رایان درخواست کردند تا در مورد معبد مردم تحقیق کند.
او قبول کرد و در 15 نوامبر 1978 به همراه خبرنگاران تلویزیون و روزنامه و چند خویشاوند نگران، عازم آنجا شد.
پس از چند روز انتظار ، جیم جونز به آنها اجازه داد تا از آنجا بازدید کنند.
رایان و تیم او با مردم مصاحبه کردند و بیشتر مردم به آنها گفتند که از زندگی شان راضی هستند اما وقتی رایان و تیمش دوباره در 18 نوامبر برای یک بازدید دیگر به شهر جونز برگشتند چند نفر به طور مخفیانه یاددات هایی به کارکنان تلویزیون دادند که در آنها نوشته شده بود آنها آرزو دارند از آنجا فرار کنند.
وقتی رایان و گروهش در حال سوار شدن به هواپیما بودند تا آنجا را ترک کنند، چند فرد مسلح از طرف معبد مردم به سمت آنها آمدند و شروع به تیراندازی کردند.
لئو رایان و تمام تیمش کشته شدند.
سپس جیم جونز که میدانست به زودی پلیس وارد قلمرو او خواهد شد، پیروانش را دور خود جمع کرد و به آنها گفت:
با شرافت بمیرید. زندگی تان را با شرافت از دست بدهید. آن را با اشک و عذاب از دست ندهید… مرگ خیلی بهتر از ده روز زنده ماندن در این دنیاست… اول کودکان و بعد خودتان این سم را بخورید تا با هم بمیریم!
مرگ مریدان دقیقا همانگونه که جونز میخواست اتفاق افتاد و اینگونه بزرگ ترین خودکشی دسته جمعی تاریخ رقم خورد.
صبح روز بعد دولت نیروهایی را به شهر جونز فرستاد.
خبرنگاران از چیزی که دیده بودند شوکه شدند.
حدود 900 نفر مرده بودند که حدود 300 نفر آنها کودک بودند.
جسد جونز را درحالی پیدا کردند که یک گلوله به سرش خورده بود و مشخص نشد که آیا خودش این کار را کرده یا یکی از پیروانش او را کشته است.