عکاسی ذهنی چه بود؟ آیا واقعیت داشت؟

عکاسی ذهنی یکی از پدیده‌های فراهنجار در دهه‌های گذشته بود، زمانی که از فیلم‌های عکاسی استفاده میشد و هنوز دوربین هیا دیجیتال اختراع نشده بودند.

در آن زمان برخی در گوشه و کنار جهان مدعی شدند که میتوانند با قدرت تجسم، یک تصویر را روی فیلم عکاسی به وجود بیاورند.

آزمایشاتی روی این افراد انجام شد و آن زمان تقریبا مورد تایید قرار گرفت اما بعدا ایراداتی به این آزمایشات وارد شد و همچنین بعدها با اختراع دوربین‌های دیجیتال‌، دیگر این موضوع بی‌اهمیت شد.

در ادامه، ماجرای یکی از این اشخاص را میخوانید:

« تد سریوس » در سال 1918 در شهر کانزاس سیتی در ایالت میسوری آمریکا بدنیا آمد.

پدرش یک یونانی بود که در این شهر رستوران داشت.

در سال 1963 سریوس دائم الخمر و اغلب بیکار بود. گاهی هم در هتلی در شیکاگو باربری می‌کرد.

در این دوران بود که او با « ژول آیزنباد » استاد روان پزشکی دانشکده ی پزشکی دنور برخورد کرد و وی را تحت تأثیر توانایی های خود قرار داد.

آیزنباد سه سال روی سریوس تحقیقات فشرده انجام داد و ثابت کرد که او میتواند با خیره شدن درون دوربین عکاسی ، از اشیای دور دست تصاویری قابل تشخیص تولید کند.

او موفق شد در مقابل چشمان شاهدانی مشهور و موثق و در شرایط گوناگون و کنترل شده، صدها تصویر از ابنیه ، مردم ، مناظر ، موشک‌ها ، اتوبوس‌ها و خودروهای مسابقه‌ای به وجود آورد و تصویر ذهنی را به نمایش بگذارد.

برای بررسی اصالت کار او ، انواع و اقسام تمهیدات را به کار بردند.

چنین به نظر می‌رسید که میدان های مغناطیسی هیچ اثری بر سریوس ندارند.

او می توانست از داخل یک میدان 1200 گاوسی که هزار بار قوی تر از میدان مغناطیسی زمین بود ، و همچنین از درون یک «‌قفس فارادی‌» که میدان مغناطیسی طبیعی زمین را به یک سوم شدت عادی تقلیل می داد‌، باز هم به تولید عکس های ذهنی خود بپردازد.

حتی او را درون یک اتاقک «‌تابش یاب‌» با دیوارهای فولادی به ضخامت 13 سانتی متر و یک گیرنده ی کریستالی حساس برای تشخیص تابش های الکترومغناطیسی ، آزمودند.

در این حال ، وقتی که سریوس در فاصله ی 45 سانتی متری خود تصاویر ذهنی را روی فیلم عکاسی منتقل می کرد ، هیچ چیز غیر عادیی وجود نداشت.

کاربرد فیلترهای گوناگونی که مانع عبور انواع و اقسام پرتوهای الکترومغناطیسی می شدند ،  ثابت کرد که هیچ نوع پرتوی از این دست، در این انتقال دخالت ندارند.

سریوس در حین کار معمولا به یک حالت تمرکز شدید با چشمان باز‌، لب های فشرده و انقباض قابل ملاحظه در دستگاه عضلانی فرو می‌رفت.

دست ها و پاهایش کمی می لرزید‌، چنان که گویی فلج است و یکی از پاهایش که بر روی پای دیگر می افتاد ، گاهی با تشنجی خفیف شروع به بالا پریدن می کرد.

صورتش کشیده و با خطوط کمرنگ ، لکه دار می شد.

سیاهرگ های روی پیشانی اش ورم می کرد و چشمانش کمی خون می‌افتاد.

در تمام مدت آزمون‌ها ، بسیار می‌نوشید و ضربان قلبش اغلب خیلی تند می‌شد.

در سریوس نیز همان گونه خشمی که در نینا کولا گینا دیده می شد‌، بروز می‌کرد‌، ولی در مورد وی‌، این خشم اغلب به دشنام و حمله به دوربین هایی که با او همکاری نمی کردند، منجر می شد.

روان کاوی سریوس از جهات متعدد نشان دهنده‌ی نارس بودن شخصیت وی بود.

دانشمندان در بسیاری از موارد دیگر نیز به نوعی ارتباط میان  سایکوکینز و رفتار کودکانه برخورده اند.

مطالب مشابه از ذهن آموز: