نقد فیلم همزمانی Synchronicity

همزمانی Synchronicity نام فیلمی محصول سال 2015 است که درمورد یک دانشمند جوان و جسور به نام جیم است که ماشین زمان را ساخته است.

این فیلم هم مانند فیلم تقدیر که آن هم درباره سفر در زمان بود فیلمی پیچیده است و شاید لازم باشد چند بار آن را تماشا کنید.

در کنار شخصیت اصلی فیلم یک زن به اسم ابی وجود دارد و در ابتدا ممکن است اینطور به نظر برسد که او دشمن این دانشمند است و قصد دارد تکنولوژی سفر در زمان را بدزدد!
ممکن است که اَبی از آینده ماموریت داشته تا به گذشته آمده و تکنولوژی سفر در زمان را از جیم بدزدد.

ماشین زمان در این فیلم همزمانی چگونه کار میکند؟

ارتباط بین آینده و گذشته از طریق یک کرم چاله مصنوعی انجام میشود.

از نظر جلوه های بصری، فیلم چندان موفق عمل نکرده است. تونل زمان و حرکت در ابعاد مختلف و جهان‌های موازی می‌توانست همراه با افکت‌های زیباتری باشد اما فیلم از این لحاظ قوی نیست و از نظر فنی میتوان آن را شبیه فیلم predestination دانست.

جیم برای ایجاد این کرم چاله به ماده گرانقیمت و خطرناکی به نام ام آر دی MRD نیاز دارد که در نیروگاه‌های اتمی ساخته میشود و برای تهیه آن مجبور است با یک سرمایه گذار خطرناک کنار بیاید.

کسی که بتواند این ماده را بدون گرفتن هیچ مجوزی تهیه کند.

اما او هم با کراهت و سختگیری زیادی با جیم همکاری میکند و برخلاف جیم، پیش بردن مرزهای علم برایش هیچ اهمیتی ندارد.

در لحظات اولیه فیلم به نظر میرسد آزمایش آنها شکست خورده است و سرمایه گذار به سمت ماشینش میرود تا آزمایشگاه را ترک کند.

جیم و سرمایه گذار در حال تماشای عملکرد دستگاه هستند.

چند لحظه بعد همکار جیم به او میگوید ما موفق شدیم و یک کرم چاله را از دنیای دیگر باز کردیم.

جیم به سراغ سرمایه گذار میرود تا به او بگوید موفق شده اند اما سرمایه گذار توجهی به حرف او نمیکند و میگوید پولم را هدر دادی و حالا وقتم هم داری هدر میدی.

در این حین ناگهان سر و کله دختری جذاب پیدا میشود و طوری رفتار میکند که انگار دوست جیم است. سرمایه گذار به خاطر دختر به جیم میگوید تو و دوستت به رستوران بیایید تا موقع شام با هم صحبت کنیم. این دختر که سر و کله اش از ناکجاآباد پیدا شد درواقع از دنیای موازی دیگری از طریق کرم چاله آمده است.

چند کپی از خود

جیم به این موضوع مشکوک میشود که ممکن است حالا که ارتباط بین زمان‌های مختلف برقرار شده، خودش هم وارد این دنیا شود به همین خاطر به دوستانش میگوید مراقب کپی‌های خودش باشند و او را تست کنند.

اما موضوع به این سادگی نیست، هربار که کرم چاله را باز کرده است با خودش از ابعادی دیگر روبرو شده است و با دخالت های کپی‌های مختلف از خودش موضوع را پیچیده تر کرده است.

اَبی خودش را یک نویسنده معرفی میکند.

نویسنده داستان‌های علمی تخیلی و دفترش را به جیم نشان میدهد که درمورد یک دانشمند است که ماشین زمان ساخته است.

و حالا انگار واقعا با شخصیت واقعی داستانش روبرو شده است.

نکته های فیلم

اما حقیقت ماجرا این است که صحنه‌های مختلفی از جهان‌های موازی در فیلم همزمانی نشان داده میشود و اینکه نویسنده یک داستان تخیلی با شخصیت داستانش روبرو میشود مربوط به یکی از این جهان‌های موازی است.

زمانی که در رستوران بودند اَبی سعی میکند به جیم کمک کند و زمانی که داستان سرقت ادیسون از ایده‌های تسلا را تعریف کرد جیم را به تسلا تشبیه کرد و احساسش نشان میداد که طرفدار جیم است و میخواهد به قهرمان خود کمک کند.

اما آیا منظورش از تعریف این داستان این بود که خودش همان نقش ادیسون را میخواهد برای جیم بازی کند؟ آیا او واقعا دشمن جیم است؟ یا سارق ایده ای که سرانجام عاشق جیم میشود؟ یا اصلا آدم بدی نبوده و جیم به خاطر نادیده گرفتن برخی حقایق به او شک کرده است؟

همزمانی به ما نشان میدهد سفر در زمان با اینکه بسیار جذاب است اما می‌تواند پیامدهای کنترل نشده‌ای داشته باشد.

مطالب مشابه از ذهن آموز: