سرانجام قوم مایا
قوم باستانی مایا، بی شک با تقویم نجومی 365 روزه آشنایی داشته اند، آنها همچنان می توانستند کسوف را هم پیش بینی کنند و پیشگویی هایی زیادی انجام دهند.
آنچه تمدن درخشان مایا را نابود کرد، رقابت ها و جنگ های خونین بود، نه بلایای طبیعی.
در آمریکای مرکزی، کوره راه باریکی از میان جنگل های مرطوب و پر باران می گذرد وبه کشور (بلیز، که پیش تر هندوراس انگلستان خوانده می شد) و به محلی مسطح می رسد.
در انتهای این کوره راه، درختان در هم تنیده جنگل از هم باز می شوند و ستون هایی از نور خورشید به میانه جنگل راه می یابد که در روشنای آن، ویرانه هایی چند در میان انبوهی درخت و گیاه در هم پیچیده، دیده می شود.
این ویرانه ها، آخرین بقایای شهری است که قوم مایا آن را ساختند که باستان شناسان نامش را کاراکول نامیدند. که در زبان اسپانیایی حلزون معنی می دهد.
موقعیت جغرافیایی
به یاری باستان شناسان، باقی مانده ای از یک فرهنگ مدفون، از دل جنگل بیرون کشیده شده است. معدن اصلی مایاها، که سالیان درازی در پوشش انبوهی از درختان جنگل پنهان بود، اکنون نمایان شده است.
کاراکول، دست کم 50 کیلومتر مربع مساحت دارد. این شهر حدودا 300 سال قبل از میلاد مسیح بنا گردید و سپس رفته رفته، از صورت یک شهر ساده به مرکز فرهنگ سرخ پوستان مبدل شد.
حدودا 1000 سال بعد، شهر از سکنه خالی شد و سپس جنگل انبوه آن را پوشاند.
چندین سال پیش یک زوج باستان شناس از دانشگاه فلوریدا، به نام های آدلن و دیان چیس، در ویرانه های این شهر در جست جوی آثاری بودند که بتواند روشنگر چگونگی فروپاشی فرهنگ و تمدن مایاها باشد.
هرم (کاآنا)، مرکزی مقدس بوده و در کنار آن محراب های مدور و مسطح، سنگ قبر های باریک و بلند، ساخته های هنری، مجسمه های سنگی در اشکال مختلف و حجاری هایی با خط هیروگلیف و همچنین میدان مسابقات توپ بازی قرار داشته است.
از مرکز شهر، جایی که در آن فقط اشراف و شاهزاده های مایایی می زیستند، خیابان هایی مشجر و سنگ فرش شده، به گونه ای ستاره ای شکل،به حومه و خارج شهر ادامه می یافته است.
در طول 4 کیلومتر از این خیابان های مشجر هرم هایی کوچکتر قرار داشته است. در اطراف شهر سکوهایی کار گذاشته شده بود که احتمالا پایهء ستون های حکومتی شهر بوده است.
در راس قدرت حکومتی دولت _شهر مایاها سلسله ای از شاهان و شاهزادگان قرار داشتند که سلطه و قدرتشان از خدایان سرچشمه می گرفته است. این پادشاهان داستان پیروزی ها و کار های مهم خود را بر روی کتیبه ها نقش و حک میکردند.
یکی از صاحب نظران تاریخ هنر به نام مری میلر این سنگ نوشته ها را اسناد حجاری شده حکومت می داند.
هر یک از نشانه ها و یادگاری هایی که از شاهزادگان مایایی بر جای مانده، در واقع اسناد تاریخی با ارزشی برای باستان محسوب می شود، زیرا هر کدام از آنها نمایان گر گوشه از اخلاق و اداب و رسوم وباور ها و سنت های مایاها درمورد جنگ و صلح باشد.
کاراکول و دانش شگفت انگیز مایا
این فقط یکی از ویرانه های آمریکای مرکزی است. حفاریهای انجام گرفته در گواتمالا، هندوراس و مکزیک، اطلاعات جالبی از قوم مایا به دست می دهند.
مایاها یقیناً با تقویم نجومی 365 روزه آشنایی داشتند و میتوانستند کسوف و خیلی چیز های دیگر را پیش بینی کنند.
آنان دارای خطی تصویری بودند و با این خط بر روی سنگ ها حکاکی می کرده اند. به خاطر دانش شگرف مایاها در ریاضیات و استعداد فراوانشان درهنر، اکنون از این قوم به عنوان یونانیان عصر جدید نام برده می شود.
خطوط و علایم هیروگلیف که بر محراب ها، روی سنگ قبرها و دیواره قبرهای مایا ها دیده می شود، از سوی باستان شناسان به دقت مورد مطالعه قرار گرفته است.
در سال 1960، بر اثر مطالعه و بررسی عناصر تشکیل دهنده این علایم، عاقبت کلید درک فرهنگ قوم مایا کشف شد. به این ترتیب تصویری متفاوت با آنچه قبلا در مورد مایاها تصور می شد، به دست آمد.
باستان شناسان با دستگاههای مخصوص، کار رادیوسکوپی را روی زمین انجام دادند که نتیجه این کاوش کشف نقاط فراوانی است که در آنجا قبر های متعددی حفر شده اند.
تصویر قبلی حاکی از این بود که مایاها، مردمی صلح جو و عمدتا دارای زندگی و سنتهای دهقانی بوده اند، ولی تصویر جدید نمایانگر آداب خونین مایاها و رواج جنگ های خشن و بی رحمانه در میان این قوم است.
جنگ ها
در دوره ماقبل دوران کلاسیک امریکای مرکزی (300 تا 600 میلادی)، جنگ ها نقش و اهمیتی عمده و بنیادی داشته اند. در آن دوره، جریان های تجزیه و جدایی، تنها به جدا شدن اعضا از قبیله حاکم محدود می شد.
مایاها جنگ را با آدابی بس خونین آغاز می کردند معمول این بود که برای آغاز جنگ، حاکمان دو طرف درگیر جنگ، رگ خود را می بریدند.
فوران خون از رگ و همچنین از دست دادن خون، رفته رفته به حالتی خلسه مانند می انجامید که برای مایاها نشانه ارتباط با خدایان بود. هدف اصلی جنگ، در اسیر کردن شاهزاده دشمن خلاصه می شد.
غالبا، بازنده جنگ، قبل از آنکه قلبش از سینه بیرون کشیده شود و از میان برود مجبور بود در یک بازی سنتی که با توپ انجام میگرفت، قهرمانی خود را به اثبات برساند.
در کاراکول نیز نشانه هایی دال بر وجود این جنگها به دست آمده است، در ویرانه ها محرابی را یافتند که 160 نقش هیروگلیف بر روی آن به چشم می خورد.
گرچه قسمتهایی از این نقش ها بر اثر گذشت زمان و تاثیرات آب و هوا شدیدا آسیب دیده واز میان رفته است، اما همین نقش ها، از وقوع جنگ های فراوان با نارنیو و تیکال که شهر های همجوار کاراکول بودند، خبر می دهد.
قدرتمندترین شهر تمدن مایا
تا کنون فرض بر این بود که تیکال قدرتمندترین شهر مایاها بوده و بر گواتمالا امروزی حکم رانی میکرده است. ولی نبش قبرها در بلیز، این فرضیه را تا حدی سست کرده است، زیرا نشانه های به دست آمده از قبرها بیان گر آن است که کاراکول، در 562 میلادی و اواسط دوره میانه کلاسیک موفق شده است بر تیکال چیره شود.
رفاه، همیشه دستاورد پیروزی هایی بود و باستان شناسان آمریکایی. در کاوش هایشان به نشانه هایی دست یافتند که همگی حاکی از استمرار یک دوره رفاه است.
پس از پیروزی کاراکول بر تیکال، باز هم جنگ بر سر استقرار قدرت کامل ادامه داشته است. نقوش هیروگلیف حاکی از آن است که کاراکول از طرف جنگ آوران شهر تیکال همواره مورد تهدید بوده است.
این قوم باستانی در جنگ های خود افراد دشمن را اسیر کرده، همراه خود میبردند.
نظریه های دانشمندان آمریکایی در مورد اکتشافات جدید باستان شناختی مختلف است.
تاکنون بسیاری از باستان شناسان گمان میکردند که سقوط تمدن مایاها براثر عواملی نظیر فاجعه های طبیعی یا تخریب محیط زیست صورت گرفته ولی آنچه در حفاری ها کشور بلیز به دست امد این تصور را متزلل کرد.
بلیز امروز هم از پیروزی کاراکول بر تیکال در هزار سال پیش، به خود می بالد.
فیلم سینمایی این تمدن نیز ساخته شده است که علاقمندان میتوانند آن را مشاهده کنند. نام کامل این فیلم این است:
Apocalypto 2006
