نسبیت اینشتین چیست؟

وقتی اولین دفعه این فرضیه منتشر گردید، درباره ی آن گفته شد که در دنیا ممکنست فقط ده، دوازده نفر از دانشمندان آن را درک نمایند. با این وصف مسلم است که ما حتی نمی توانیم هیچگونه توضیحات فنی در این خصوص بدهیم. ولی بی فایده نیست بدانیم که بطور کلی اینشتین چه می خواست بگوید و مسائلی را که با آن روبرو بود از چه قرار بودند؟

هر کسی از روی تجربه می داند که تمام حرکات در این دنیا نسبی هستند. معنی آن این است که هر حرکت را فقط نسبت به چیز دیگر می توان سنجید. فرض کنید در قطار راه آهن نشسته اید و از پنجره به خارج نگاه می کنید و از روی حرکت اجسام متوجه می شوید که دارید حرکت می کنید، ولی شخصی که در مقابل شما نشسته است، نسبت به او شما ابدا” دارای حرکت نیستند. بنابراین حرکت وقتی وجود دارد که نسبت به چیزی که ثابت است سنجیده شود. این نخستین قسمت اساسی فرضیه ی اینشتین است. ممکنست آن را به این ترتیب توضیح داد:

جسمی که در فضا بطور یکنواخت در حرکت است، با مطالعه و دقت درباره ی آن اجسام به تنهایی نمی توان حرکت آن را درک نمود. دومین قسمت اساسی فرضیه اینشتین این است که می گوید تنها مقدار مطلق غیرقابل تغییر در جهان، سرعت نور است.

می دانیم که این سرعت عبارت از 186000 مایل در ثانیه است. ولی این تصور عجیبی است که فرض کنیم مقدار مزبور هیچگاه تغییر نمی کند و این است دلیل آنکه چرا این موضوع آنقدر عجیب بنظر می آید.

اگر اتومبیلی با سرعت 60 مایل در ساعت حرکت نماید، یعنی سرعت آن را کسی اندازه بگیرد که خود بی حرکت ایستاده است سرعت اتومبیل 60 مایل در ساعت خواهد بود. اگر این اتومبیل از کنار اتومبیلی بگذرد که سرعت آن 40 مایل در ساعت است و در همان جهت حرکت می کند، سرعت گذشتن آن از پهلوی ماشین مزبور 20 مایل در ساعت خواهد بود. و اگر اتومبیل دومی، به جای حرکت در همان جهت، از جهت مقابل اتومبیل اول حرکت نماید، آن وقت هر کدام با سرعت صد مایل در ساعت از پهلوی هم می گذرند.

حال بر طبق فرضیه اینشتین، اگر سرعت شعاع نور را به این طریق اندازه بگیریم (یعنی اگر ما، در یک جهت بدویم و نور از طرف مخالف بیاید)، فرقی نخواهد کرد و شعاع نور هنوز هم با سرعت 186000 مایل در ثانیه عبور می کند. این مطالب فقط یک توضیح کلی است در مورد فرضیه ی نسبیت اینشتین. در جزو قضایای دیگری که اینشتین درباره ی آنها عقاید تازه آورده است می توان جرم اجسام و انرژی و چگونگی تغییر شکل آنها و تبدیل شان را به یکدیگر بیان کرد.

منبع: کتاب به من بگو چرا – جلد 7

مطالب مشابه از ذهن آموز:
پاسخی بدهید