مغلطه چیست؟ انواع مغالطه به زبان ساده با ذکر مثال

شاید نام مغلطه را شنیده باشید و شاید هم نه، اما اگر با کسی بحثی کرده باشید، شک نکنید که شما یا شخص مقابل از انواع مغلطه استفاده کرده‌اید!

البته خود این جمله هم شاید مغلطه آمیز باشد!

اما مغلطه یا مغالطه چیست؟

مغلطه، نوعی استدلال اشتباه است که انواع مختلفی هم دارد.

در ادامه به ساده ترین شکل و به همراه مثال، چند مورد از انواع مشهور مغلطه را بررسی خواهیم کرد.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

مغلطه توسل به منبع نامشخص:

این نوع مغالطه را مردم خیلی زیاد استفاده میکنند. مثلا میگویند: دانشمندا گفتن که خیار برای کلیه خوبه، یا دانشمندا گفتن که آدامس هفت سال داخل معده میمونه. یا شنیدم احمد دزده.

این نوع حرف ها که معمولا اشتباه هم است، دقیق به منبع اشاره نمیکنند تا بتوانیم صحت درستی مطلب را متوجه بشویم. این نوع صحبت فقط در جایی مغالطه محسوب نمیشود که آنچه گفته ایم آنقدر مشهور باشد که مردم نیاز به دانستن منبع به طور دقیق نداشته باشند.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

یکی از انواع دیگر مغلطه تفسیر نادرست نام دارد.

این مورد معمولا برای شاعران قدیمی و افرادی که فوت کرده اند رخ میدهد.

شخصی در اثبات تناسخ به تفسیر شعر مولانا میپردازد.

اولا این شخص، سایر تفسیرهای آن شعر را کنار گذاشته است.

دوما شعر، اثبات تناسخ نیست.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

نوع دیگر مغلطه که بسیار رایج است، استنتاج باطل از حق نام دارد.

یعنی شخص یک حرف درست، یک مطلب درست، را میگوید اما نتیجه گیری اشتباهی از آن میکند.

به عنوان مثال: دوست ما پزشک است و بیکار است، این است نتیجه درس خواندن!

یعنی حتی اگر قسمت اول جمله یعنی آنچه در مورد دوستمان گفته ایم درست باشد، اما نتیجه گیری نمی تواند درست باشد.

یا وقتی از مضرات سیگار به افراد سیگاری میگویید؛ میگویند: مریضی دست خداست. یا علم که ناقص است. این دو جمله هم مغالطه استنتاج باطل از حق است.

یا مثال دیگر این است که رضا در هند بوده است، پس میتواند در هوا پرواز کند. یا کریس آنجل نمادهای عجیبی به همراه دارد، پس قدرتی ماورایی دارد.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

مغلطه مشهور دیگر که شاید شما هم زیاد از آن استفاده کرده باشید، تصدیق تالی نام دارد.

مثال مشهور آن دستخط بد پزشکان است. که نباید از آن نتیجه گرفت هرکسی دستخط بدی دارد پس پزشک است.

یا غذای فاسد بوی بدی میدهد، اگر غذایی بوی بد داد، فاسد است.

یا اختلاس گران به کانادا میروند، پس هر فرد خارجی که در کاناداست، اختلاس گر است!

یا نیکولا تسلا کم میخوابید، پس شما هم که کم میخوابید، نابغه هستید!

یا اینکه فردِ بیمار یا معتاد، لاغر است، پس هرکسی که لاغر است معتاد یا بیمار است.

و هزاران مثال دیگر.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

نوع دیگر مغلطه، تحلیل نادرست پدیده‌ها است.

معمولا توسط کارشناسان تلویزیونی انجام میشود!

به عنوان مثال: در کشورهای پیشرفته، طلاق بیشتر است، بنابراین پیشرفته بودن کشور، عامل طلاق است!

سخن فوق مغلطه آمیز است چون طلاق عوامل مختلفی دارد که در این سخن، نادیده گرفته شده است.

در مورد مسائل علمی نیز این نوع مغلطه بین مردم زیاد اتفاق می‌افتد. مانند: ببینید این درخت‌ها چه به موقع شکوفه داده‌اند، درخت میفهمد که چه زمانی باید شکوفه بدهد. یا طاعون، بیماری افرادی با ایمان ضعیف است.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

تعمیم ناروا نیز یک نوع از مغلطه است.

مثلا: شریک اگر خوب بود، خدا شریک داشت. پس شراکت به درد نمیخورد.

یا همانطور که در بین میوه‌های خراب، میوه سالم پیدا نمیشود، در یک خانواده فاسد هم فرزند خوب یافت نمیشود.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

استدلال از سکوت نوع دیگری از مغلطه می باشد.

به عنوان مثال، ایمان در جمعی که در مورد مخترعین صحبت کردیم، حرفی در مورد خودش نزد، پس مخترع نیست.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

و اما نوع دیگر مغلطه که مصادره به مطلوب نام دارد.

یعنی چیزی که نیاز به اثبات دارد و هنوز به طور قطع اثبات نشده است را به عنوان اثبات شده میپذیریم و بعد از روی آن، چیزهای دیگری را اثبات میکنیم!

مثلا: امریکا به این علت که از چین ضعیف تر است، پس احتمالا خرید اسلحه از چین را آغاز خواهد کرد.

یا کائنات هوشمند است، بنابراین خواسته های خود را از آن بخواه. یا فلان گیاه درمان تمام بیماری هاست، برای این بیماری هم تجویز میشود.

گاهی هم از یک متن که میتوان به گونه های مختلفی آن را تفسیر کرد، آن تفسیری که مطلوب مفسر است، از آن استخراج میکند که در این صورت میتوان گفت او معنای شعر را مصادره به مطلوب کرده است.

متاسفانه مردم در سخنان خود بارها از مغلطه مصادره به مطلوب استفاده میکنند.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

عدم یا اهمال در شرایط قیاس؛

نوع دیگری از مغلطه است. یعنی شرایط برای یک نتیجه گیری درست، آنطور که باید برقرار نیست یا کافی نیست.

مثلا در کانال تلگرامی فلانی، اکثریت گفتند دموکراسی چیز خوبی نیست، پس اکثر مردم ایران مخالف دموکراسی هستند! (مغالطه تعمیم به کل هم می‌باشد.)

یا فیزیک و شیمی، ریاضی دارند، پس همه رشته‌های تحصیلی ریاضی دارند.

یا تو ثروتمند نیستی چون زیاد تلاش نکردی.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

تخطئه گوینده یا حمله به حریف یا تخریب حریف ؛

نوع دیگری از مغالطه که بسیار رایج است.

مثلا در جواب به استدلال یک فیلسوف، میگویند: این فیلسوف که با عروسش رابطه داشت! یعنی حتی اگر واقعا درست باشد، حرف او را نمیتواند باطل کند. درستی حرفش باید بررسی شود نه خودِ شخص.

یا شما چون خودت هرگز تجربه خوردن شراب نداشته ای، از کجا میدانی شراب خوب است یا بد؟

در واقع برای اینکه نشان بدهیم شراب خوب است یا بد نیازی نیست حتما خودمان آن را تجربه کرده باشیم.

مورد مشهور آن این است که اگر فردی فقیر یا معتاد شما را نصیحت کند، شما حرفش را به دلیل وضعیتی که او دارد، جدی نگرفته یا درست قلمداد نمی‌کنید.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

مغلطه توسل به اکثریت،

نوع دیگر مغالطه می‌باشد، که شخص با توسل به رای اکثریت سعی میکند حرف خود را اثبات کند.

مثلا میگوید: اگر سیگار بد است چرا اکثر افراد یا این همه افراد آن را مصرف می‌کنند؟ یا اکثر افراد فلان شخصیت تاریخی را قبول دارند، پس او درست میگوید و…

در صورتی که در واقعیت ممکن است اکثریت اشتباه کنند. همانطور که اکثریت مردم، روزگاری فکر میکردند زمین تخت است یا فکر میکردند تعداد سیارات جهان انگشت شمار است، یا فکر میکردند زن هیچ گونه حقوقی ندارد، یا خورشید را میپرستیدند و…. که همه اینها اشتباه بوده است.

بنابراین درست یا غلط بودن چیزی باید به صورت مستقل بررسی شود و نظر یا رای اکثریت در مورد تایید یا رد آن گزاره مهم نیست. البته دقت داشته باشید که این درمورد، هدف اثبات مدعاست و مرتبط با مبحث دموکراسی نیست. در دموکراسی شرط مهم، اهمیت دادن به رای تک تک افراد است و تصمیم گیری بر اساس رای اکثریت انجام میشود، حتی اگر اشتباه باشد. سعی بر این است که گزاره‌های غلط را شناسایی و اشکالِ آنها را اثبات کرده تا به رای گیری گذاشته نشوند. مثلا در جوامع پیشرفته و اخلاقی، دیگر هرگز چیزی مثل برده داری یا نژاد پرستی به رای گذاشته نمیشود، چون قبلا مشخص شده است که غیراخلاقی است.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

مغالطه توسل به شخص، یا توسل به مرجعیت

تقریبا مشابه مغالطه توسل به اکثریت است با این تفاوت که اینبار به یک فرد معتبر متوسل میشوند. مثلا میگویند: پروفسور هاوکنیگ گفته خدا وجود نداره. یا مثلا مستندی در مورد تناسخ ساخته ایم و با دو پروفسور امریکایی مصاحبه کرده ایم و آنها گفته هایمان را تایید کرده اند. یا پروفسور سمیعی گفت: جغدها عاشق انسان ها هستند.

حالا چرا اینها مغالطه است؟ چون این ادعاها باید به تنهایی اثبات شوند، نظر فرد مهم نیست. یعنی نظر اشخاص بدون استدلال کافی نیست. آن پروفسور طرفدار تناسخ بوده و حرفش اثبات تناسخ نیست. دکتر یا پروفسوری عقیده شخصی اش این بوده که خدا وجود ندارد، آیا اثبات موجه ارائه کرده است یا نه؟ اگر کرده، باید به اثبات توسل شود نه به شخص. چون نظر خودش اهمیتی ندارد. یک نفر میتواند اعتقاد داشته باشد که در اتاق خوابش یک اژدهای نامرئی نگهداری میکند. چون او اعتقاد دارد، دلیل بر درستی ادعا نیست. حتی اگر پروفسور باشد.

مثال دیگر: سفر به فضا ممکن نیست چون یکی از دانشمندان صراحتا گفته بود این کار غیر ممکن است.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

مغالطه توسل به طبیعت،

یعنی چیزی که طبیعی باشد خوب است و اگر غیرطبیعی باشد ذاتاً بد است. مثلا میگویند غذا را نباید پخت چون طبیعت غذا را برای جانداران نمیپزد و خام مصرف میشود، یا اینکه تکنولوژی کلا خوب نیست چون در طبیعت نبوده است و …

چیزی اگر بد است باید با دلایل موجه ثابت شود که چرا بد است، نه صرفا به این دلیل که در طبیعت نیست.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

مغلطه تله گذاری ،

این هم نوع دیگری از مغالطه هست که شما را در تله قرار میدهند تا به مقصودشان برسند. مثلا میگویند: شما که پهلوونی بیا کمک کن ماشینو هل بده. یا مثلا: شما استاد خوبی هستید، یه نگاه دیگه به برگه امتحانی ما بندازید! یا: مردم آگاه میدانند که انتخاب آقای جعفری برای شورا، بهترین انتخاب است.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

مغلطه پس تو چی؟ یا پس‌چه‌ایسم ،

این هم مغلطه بسیار رایج مخصوصا در بین سیاستمدارهاست. مثلا به فلان مسئول میگویند چرا تورم اینقدر زیاد شده است؟ در جواب میگوید: مگر در فلان کشور تورم افزایش نداشته؟ یا شما اهل ورزش نیستید و به کسی میگویید ورزش خوب است. او به جای اینکه به حرف شما بپردازد، میگوید: چرا خودت ورزش نمیکنی؟

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

مغالطه مرد پوشالی یا پهلوان پنبه ؛

این هم مغالطه معروف و پر استفاده ای است. زمانی پیش می آید که شخصِ مخالف، نمیتواند از موضعِ خودش در بحث دفاع کند، بنابراین با بیان یک موضع ضعیف که بتواند به آن حمله کند، بحث را منحرف میکند. مورد مشهور آن این است که مخالفین فرگشت میگویند: ما از نسل میمون نیستیم، اگر بودیم چرا بقیه میمون ها انسان نشده اند؟

در صورتی که فرگشت و داروین مدعی نشده اند که انسان از نسل میمون است و گفته اند، انسان و میمون، مانند تمساح و کروکودیل یا اسب و گورخر، بسیار بهم شباهت دارند و تقریبا تمامی اندام هایشان شبیه هم است، بنابراین از یک خانواده اند. و بعدها ژنتیک نیز این شباهت را ثابت کرد. اما چون ایراد گرفتن به فرگشت کار مشکل و تخصصی است و از عهده افراد عادی جامعه بر نمی آید، با تغییر ادعا، به راحتی به آن حمله میکنند.

مثال دیگر: دولت میخواهد برنامه درمانی معتادان را به گونه ای تغییر بدهد، که برای زمان مشخصی، مقدار مشخصی از داروهایی برپایه مخدر را طبق برنامه به آنها بدهد. مخالفین میگویند: دولت دست به مواد فروشی زده است، این دولت فاسد است. چون هیچ دولت سالمی علنا مواد فروشی نمیکند.

بله، قسمت دوم گفته شخص درست است، دولتی که علنا مواد فروشی کند فاسد است اما دولت قصد چنین کاری نداشته است و شخص برای حمله به دولت دچار مغلطه مرد پوشالی شده است.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

مغلطه مسموم کردن سرچشمه، یا مسموم کردن چاه؛

یعنی در ابتدای جمله با بیان مطالبی، ذهن مخاطب را مسموم میکنند و او را از حالت بی طرف خارج میکنند. مثلا: بایدن و ترامپ با هم مناظره ای دارند، بایدن در ابتدای بحث میگوید: نمیدانم بحث و گفتگو با کسی که رفتار مناسبی با همسرش ندارد، چگونه خواهد بود، با این حال من برای مناظره آماده هستم!

با گفتن این جملات که مغالطه مسموم کردن چاه یا سرچشمه نام دارد، مخاطب از همان ابتدا نسبت به حرف های ترامپ سوءگیری خواهد داشت و به استدلال های او کمتر توجه خواهد کرد و دلش میخواهد او در مناظره شکست بخورد. در واقع این مغالطه که در مناظره ها بسیار استفاده میشود، بحث را از حالت منصفانه و برابر خارج میسازد.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

مغالطه تعمیم به کل،

این یعنی یک چیز را رفتار یک نفر را به یک گروه یا کل نسبت دادن. مثلا یک ویدیو از داعش پخش کنند و بگویند مسلمانان این طور هستند، یا اینکه یک مشکل اخلاقی در اروپا را نشان بدهند و بگویند اروپایی ها بی اخلاق هستند. این موارد مغالطه تعمیم به کل محسوب میشوند.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

مغلطه دوگانگی کاذب یا دوگانگی جعلی؛

یعنی فرد دو حالت یا دو انتخاب را معرفی میکند در صورتی که انتخاب ها یا حالت های دیگری هم هست. مثلا شما به پدر خود میگویید که نمیخواهید درس بخوانید. پدرتان میگوید: میخواهی درس نخوانی که بیکار و الاف باشی؟ یا مثلا سیاستمداری میگوید: مخالفین ما یا احمق هستند یا مزدور.

در این مثال ها حالت های دیگری هم وجود دارد که گفته نمیشوند تا فرد بتواند نتیجه دلخواه خود را بگیرد.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

خب، سعی کردیم انواع مختلفی از مغلطه را برای شما توضیح بدهیم تا در سخنان و بحث های خود از آنها استفاده نکنید، همچنین اگر کسی سعی داشت با استفاده از مغلطه، چیزی را به شما بقبولاند، هوشیار باشید.

مطالب مشابه از ذهن آموز:
خبرنامه
خبرم کن از
0 دیدگاه
Inline Feedbacks
مشاهده همه دیدگاه ها
0
خوشتان آمد، کامنت بگذارید!x