نقد فیلم خاص و تماشایی مسیر سبز The Green Mile
فیلم گرین مایل یا مسیر سبز به کارگردانی فرانک دارابونت، فقط یک داستان زندان نیست؛ سفری عمیق به وجدان انسان، عدالت، و معنای رنج است. فیلمی برگرفته از داستان عیسی مسیح.
تام هنکس در نقش نگهبانی انسانی و اخلاقمدار، یکی از باورپذیرترین بازیهای کارنامهاش را ارائه میدهد و مسیر سبز یکی از فیلم های بسیار خوب تام هنکس محسوب میشود.
امتیاز IMDB این فیلم 8.6 است.
نیمه اول فیلم متفاوت از نیمه دوم آن است چون در میانه های فیلم ببیننده شاهد چیزی خواهد بود که در ابتدا انتظارش را ندارد.
نوع شگفتی که فیلم برای بیننده دارد مرا به یاد فیلم تقدیر Predestination انداخت. آنجا هم در ابتدای فیلم اصلا بیننده نمیداند که ژانر فیلم قرار است چگونه باشد.
داستان فیلم
داستان از دل زندانی مخصوص محکومان به اعدام روایت میشود؛ جایی که هر قدم روی کف سبزرنگ راهرو، فاصلهای کوتاه تا مرگ است.
فیلم با معرفی شخصیت جان کافی، مفهوم «بیگناهی قربانیشده» را به شکلی دردناک به تصویر میکشد. او نمادی از انسان پاکی است که جامعه توان درک او را ندارد.
مسیر سبز به شکلی استادانه نشان میدهد که گاهی قانون با عدالت یکی نیست و اجرای حکم مرگ میتواند خود نوعی جنایت باشد.
برخی از ایده های معجزه گونه فیلم انتقاد کرده اند. اگرچه ممکن است بیننده ای که انتظار یک سبک کاملا واقع گرایانه را داشته باشد ابتدا توی ذوقش بخورد ولی وقتی داستان فیلم کامل شود متوجه میشود این ایراد خاصی نیست.
فیلم به نوعی داستان زندگی مسیح را بازسازی کرده است.
مسیر سبز، بیننده را مجبور میکند در انتها از خود بپرسد:
آیا همیشه کسانی که محکوم میشوند، گناهکارند؟ و آیا ما حق داریم نقش خدا را بازی کنیم؟
این فیلم نه فقط یک تجربه سینمایی، بلکه یک تجربه اخلاقی است؛ فیلمی که بعد از پایانش تا مدتها در ذهن و دل باقی میماند.
نویسنده: ایمان صدیقی | ذهن آموز