مشکلات و معایب زندگی در ترکیه | تجربیات واقعی من در ترکیه 2026
ترکیه از کشورهای نزدیک ایران است که برای سفر به آن نیازی به ویزا نیست، درنتیجه خیلی ها به آنجا سفر میکنند و حتی قصد مهاجرت یا پناهندگی به آن را دارند.
من به سه شهر استانبول، آنکارا و وان سفر کرده ام و در مجموع حدودا یک ماه در ترکیه زندگی کردم. تجربیاتم را بدون سانسور، دقیقا آنچه دیدم و شنیدم و حس کردم برایتان بازگو میکنم. این تجربیات برای افرادی که قصد مهاجرت یا پناهندگی به ترکیه را دارند میتواند بسیار مفید واقع شود.
راه رفتن به ترکیه:
شما با داشتن پاسپورت، میتوانید از راه هوایی یا زمینی به ترکیه بروید. من هم با هواپیما، هم با قطار و هم با ماشین مسیر رفت و برگشت را طی کردهام.
مزیت هواپیما این است که خیلی سریع میرسید و در بین راه چمدان ها را نمیگردند و اذیت نمیکنند.(فقط داخل فرودگاه بررسی میشود.) البته من وقتی زمینی هم میرفتم باز هم چمدان هایم را نمی گشتند و فقط به یک پرسش که آیا چیز ممنوعه ای با خودت نداری؟ بسنده میکردند.

با قطار برخلاف آنچه به نظر میرسد سریع نمیرسید و حدودا یک روز طول میکشد چون در بین راه زیاد توقف میکند و سرعتش هم خیلی بالا نیست.
همچنین دوبار باید پیاده شوید و چمدان ها را از مرز رد کنید. یکی گیت ایران و یکی ترکیه. هر بار هم حدودا نیم ساعت الافی دارد. البته قطار فقط دوبار در هفته مسیر ایران – ترکیه و بالعکس را طی میکند. پس باید برای تاریخ سفر خود برنامه ریزی کنید.

با اتوبوس یا سواری هم میتوانید به ترکیه بروید و از آنجا به ایران بیایید که باز هم شبیه قطار باید دوبار در مرز چک شوید. (گاهی هم بیشتر)
قیمت ها در ترکیه:
دیگران میگفتند در ترکیه همه چیز گران است. واقعا هم همینطور است. حتی زمانی که میخواستم پول هتل را به صورت نقدی بدهم مسئول هتل وقتی حجم پول ها را دید با پوزخندی گفت: Turkish inflation. یعنی تورم ترکیه.
من هم برای اینکه زیاد ناراحت نباشد گفتم: Iran is worse.
اما تورم ایران شاید واقعا بیشتر از ترکیه نباشد.
من قبلا میگفتم همه جا بهتر از ایران است و هرکسی میگفت مثلا آلمانی ها یا سوئدی ها به ما دید بدی دارند یا کم محلی میکنند میگفتم این چیزها مهم نیست. یا وقتی از تورم ترکیه میگفتند چندان باور نمیکردم، تا اینکه به چشم خود دیدم.
اینکه اروپایی ها دید بدی به ما داشته باشند و به ما محل نگذارند عجیب و دور از انتظار نیست اما اینکه مردم ترکیه به ایرانی ها محل نگذارند و با ایرانی ها بد باشند، اصلا قابل تحمل نیست. پس این مورد هم از معایب ترکیه است و در ضمن به ایرانی ها کار نمیدهند و اگر بدهند، حقوق نمیدهند.

قیمت مواد غذایی در مناطق مختلف ترکیه:
مشکل دیگر ترکیه این است که قیمت ها در هرجا با جای دیگر تفاوت فاحشی دارد! حتی برای اجناس سوپرمارکتی که در ایران تقریبا همه جا قیمت ثابتی دارند و ممکن است فقط کمی اختلاف قیمت داشته باشند.
مثلا آب معدنی کوچک را در فروشگاه های زنجیره ای استانبول، شبیه فروشگاه افق کوروش خودمان، 5 لیر خریدم. همان آب معدنی در مغازه ها بین 15 تا 35 لیر است! و دوباره همان آب معدنی در فرودگاه 100 لیر است!
البته در ایران هم داخل فرودگاه، همه چیز گرانتر است.
در صورتی که از فروشگاه های زنجیره ای مواد غذایی خود را تامین کنید اختلاف چندانی با ایران ندارد. البته میوه همچنان 40 درصد گرانتر است.

قیمت خانه در ترکیه:
خانه در ترکیه قیمتش بستگی به استان و شهر دارد. با اینکه آنکارا پایتخت ترکیه است اما استانبول به دلیل توریستی بودن و لاکچری بودن از آنکارا گرانتر است. البته من استانبول را چه در مرکز چه در مناطقی مثل منطقه اروپایی نشینش، آنچنان لاکچری حس نکردم و تقریبا شبیه تهران بود.
قیمت سوییت استدیو (بدون خواب) یا یک خوابه در محله های ارزان و حاشیه شهر استانبول حدودا ماهی 10 تا 15 هزار لیر است. خانه ها معمولا دارای اینترنت هم هستند چون اینترنت در ترکیه گران است و توریست و پناهنده و دانشجو معمولا باید اینترنت گرانتری بخرد و حق خریداری اینترنت روی خانه را ندارد.

قیمت اینترنت در ترکیه:
کسانی که در ترکیه توریست هستند و کیملیک ندارند، نمیتوانند مستقیما سیم کارت ترکیه مثل Turk Cell یا Turk Telecom را بخرند و باید یک نوع سیم کارت توریستی تورک تلکام را بخرند که گرانتر است و حدودا 1500 لیر است. این سیم کارت 25 گیگابایت اینترنت هم دارد و 5G است.
اما وقتی که شهروند ترکیه بشوید میتوانید اینترنت ارزانتری بخرید که من از کاتالوگ قیمت که روی شیشه نمایندگی تورک تلکام نصب شده بود عکس گرفتم.

قیمت های فوق برای افرادی است که کیملیک دارند. تورک سل آنتن دهی بهتری دارد و سرعت بالاتری هم دارد اما حدودا 40 درصد گرانتر از تورک تلکام است. من از تورک تلکام استفاده کردم و آنتن دهی خوبی داشت فقط در مکان های بسته گاهی سرعتش خیلی کم میشد.
در کل اینترنت در ایران به انضمام خرید وی پی ان، باز هم از ترکیه ارزان تر است.
مشکل بزرگ زندگی در ترکیه:
متاسفانه ترکیه با اینکه منابع آبی زیادی دارد و پر از رودخانه و دریاچه و دریاست اما آب لوله کشی قابل آشامیدن ندارد و باید آب بخرید! بنابراین آب آشامیدنی هم به مجموع هزینه های زندگی در ترکیه اضافه میشود به اضافه سختی های حمل و نقل آن.
یک مشکل دیگر ترکیه این است که مردمانش به شدت بی سواد هستند و انگلیسی بلد نیستند! فکر نکنید که فقط وان اینطور است، در استانبول حتی در محله های گران هم، مردم انگلیسی بلد نیستند حتی در حد اینکه WC یعنی چی، بلد نیستند! این برای من خیلی عجیب بود. اصلا فکر نمیکردم سطح زبان مردم ایران از ترکیه بالاتر باشد.
فقط در فرودگاه ها و مراکز مهم مثل نمایندگی تورک سل، و پلیس ها انگلیسی بلدند که من با همه آنها صحبت کردم. جالب است در استانبول یکهو پلیس جلوی من را گرفت و گفت کیملیک ات را بده! گفتم من توریست هستم. گفت پاسپورتت را بده. نشانش دادم و بعد از اینکه چک کرد، با لبخندی تشکر کرد و رفت. به نظرم در استانبول حساسیت زیادی روی مهاجر غیرقانونی وجود دارد.
هزینه حمل و نقل در ترکیه:
ترکیه بزرگ است و شهرهای بزرگی هم دارد. استانبول که ایرانی های زیادی در آنجا هستند از نظر وسعت 7 برابر تهران است! با این حال سیستم حمل و نقل در ترکیه بسیار گران است. تاکسی ها که قیمت های نجومی میدهند مخصوصا اگر ببینند ترکی بلد نیستید و غریبه هستید.
برای کوتاه ترین مسیر حداقل 400 لیر میگیرند که با قیمت لیر در این تاریخ که مقاله را مینویسم میشود حدودا یک میلیون و 300 هزار تومان! مسیرهای طولانی تر تا 20 میلیون تومان هم قیمت میدهند!
شاید بگویید این قیمت ها برای خودشان که به لیر حقوق میگیرند خوب است و به پول ما گران میشود، اما اینطور نیست. قیمت یک غذای معمولی مثلا یک ساندویچ کوفته (چیزی شبیه همبرگرهای ما) یا یک پرس کباب در آنجا حدودا 280 لیر است. در صورتی که کرایه تاکسی دربست به طور میانگین 700 لیر است. یعنی 2 و نیم برابر یک پرس غذا.
در ایران یک پرس غذا حدودا 600 هزار تومان است. آیا راننده های تاکسی برای مسیرهای دربست داخل شهر، 2 و نیم برابر، یعنی 1 میلیون و پانصد هزار تومان میگیرند؟!
بنابراین در ترکیه حتما باید خودتان ماشین داشته باشید یا از اتوبوس و مترو استفاده کنید که من بلیط هر دوی آنها را گرفتم و استفاده کردم.

برای خرید بلیط اتوبوس و مترو معمولا دستگاه های اتوماتیک وجود دارد و فروشنده انسان وجود ندارد. باید کارت بانکی یا پول نقد (لیر) را وارد دستگاهی شبیه خودپرداز کنید و بعد بلیط برایتان صادر میشود. دستگاه مابقی پولتان را هم میدهد. از همان دستگاه هم میتوانید بلیط خود را شارژ کنید.
خاطره ای از خرید بلیط مترو در استانبول:
استانبول توریستی است و در آنجا زیاد مردم کشورهای دیگر خصوصا اروپایی ها را میبینید.
یک بار داشتم بلیط مترو را شارژ میکردم که دو دختر در دستگاه کناری، به من گفتند این کار را بلد نیستند و از من خواستند تا به آنها یاد بدهم. تورکی بلد نبودند، انگلیسی شان هم ضعیف بود. گفتم باید ابتدا زبان کشور خود را انتخاب کنید. گفتند: در اینجا نیست! گفتم نزدیک ترین زبان را انتخاب کنید. آنها پرچم روسیه را انتخاب کردند و با لحنی شبیه خجالت و شرمندگی گفتند: قزاقستانی هستیم.
من شناختی از قزاقستان ندارم اما اینطور حس کردم که خودشان را پایین تر از خیلی جاها میدانند.
به هرحال کمکشان کردم و موفق به خرید بلیط مترو شدند.
آیا ترکیه برای زندگی یا پناهندگی خوب است؟
من ترکیه را برای زندگی چه از راه اقامت تحصیلی که به راحتی به ایرانی ها میدهد و چه پناهندگی، اصلا مناسب نمیدانم. تقریبا همان ایران است که کمی آزادتر است.
البته از نظر جاهای دیدنی و مناظر زیبا، شاید از ایران کمتر هم باشد.
ترکیه کمپ پناهندگی ندارد و این برای خیلی ها که دوست ندارند در کمپ که شبیه پادگان است زندگی کنند، خوب است اما به پناهنده ها حقوق نمیدهد و آنها را به شهری که خودشان تصمیم بگیرند میفرستند و از آنجا حق خروج ندارند.
ترک ها به پناهجوها کار نمیدهند و پناهجو حق کار هم ندارد. کار سیاه یعنی غیرقانونی هم معمولا حقوقی ندارد و حقتان را میخورند.
طبق قانون سازمان ملل، ترکیه حق ندارد پناهنده را اخراج کند اما با سیاستی که در پیش گرفته است یعنی حقوق نمیدهد و کار هم نمیدهد، پناهجو را مجبور به کار غیرقانونی میکند تا در صورت دستگیری بتواند او را از کشور اخراج کند.
با دو ایرانی در آنجا صحبت کردم. یکی از آنها میگفت مدتی با دوستان خود در شهر وان کار میکرده است. چندماه از آنها کار کشیده اند و در آخر به جای حقوق، اسلحه به سمتشان گرفته اند و گفته اند یا میروید یا همینجا شما را بکشیم! آنها هم بدون هیچ دستمزد و حقوقی رفته اند.
تقریبا کسی را پیدا نمیکنید که از زندگی در ترکیه راضی باشد. هزینه ها بالاست و کار خوب بسیار کم. رفتار مردمانش هم با ما خوب نیست و فقط پول را میشناسند.

سطح فرهنگ و پیشرفت:
مورد دیگری که توی ذوقتان میخورد سطح فرهنگ و پوشش مردمان ترکیه است. انگار وارد یک دهات شده اید که به خاطر ورود حجم زیاد پول، کمی پیشرفت کرده است. مردمانش همانطور ساده و اکثرا با حجاب هستند. البته شهر با شهر خیلی فرق میکند و این مسائله در وان بیشتر به چشم میخورد و در استانبول خصوصا مناطق لاکچری اش بسیار کمتر است.
اگر 6 ماه بعد یا سال بعد دوباره به ترکیه بروید، همانگونه است و پیشرفتی نکرده است.
یک ایرانی دیگر که با او صحبت میکردم میگفت چندسال پیش به خاطر کارش به چین و دبی و ترکیه زیاد سفر میکرد. میگفت هیچ کدام با چین قابل مقایسه نبود. چین خیلی پیشرفته بود و وقتی چندماه بعد دوباره به چین میرفت همه چیز تغییر کرده بود.
در فرودگاه وان شنیدم که یک مرد میانسال ایرانی به دوستش میگفت: وان که میگفتند این بود؟ اینجا که شبیه دهات است.
واقعا هم همین حس را به شما میدهد و البته نباید انتظار زیادی هم از یک شهر مرزی کوه پایه ای داشت.
به طور کلی، ترکیه تفاوت چندانی با ایران ندارد و برخی موارد مثل گرانی حمل و نقل و نداشتن آب آشامیدنی واقعا اذیت کننده است. اگر محدودیت های اینترنت در ایران وجود نداشت، حتی با وجود تحریم ها و گرانی ها، باز هم ایران از هر لحاظ نسبت به ترکیه بهتر است.
نویسنده: ایمان صدیقی