معرفی و نقد فیلم انیشتین و بمب
در حالی که دیکتاتورها شعار میدهند مردم سرمایه اصلی کشور هستند اما به راحتی نه تنها مردم، بلکه نخبه ها هم از دست میدهند. هیتلر نیز از این قاعده مستثنا نبود و همچون سایر دیکتاتورها انیشتین را که متولد آلمان بود، از دست داد.
انیشتین، نابغه یهودی زاده، جانش در آلمان در خطر بود. بنابراین باید فرار میکرد. نازی ها برای سر او 20 هزار مارک جایزه گذاشته بودند.
فقط انسان های آزاد میتوانند چیزی اختراع کنند که زندگی را ارزشمندتر کند. “آلبرت اینشتین”
اینشتین یک آدم مذهبی نبود. پسر عمویش را مسخره میکرد که در پشت بلندی های جولان به دنبال خدا میگردد. اما صرفا نژاد یهودی او باعث شده بود در آلمان جانش در خطر باشد.
طنز تلخی در این اتفاق نهفته است. هیتلر که خودش متولد اتریش و اتریشی بود، کاری کرد که اینشتین که متولد آلمان بود از کشورش فرار کند.
انسان عاقل و آگاه میداند که نژادستیزی اشتباست و خوب و بد در بین همه نژادها و ملیت ها وجود دارد.
به عقیده من، یک دیکتاتور ظالم حتی اگر نژادپرست هم باشد، به شرط دیوانه نبودن، باید هنگامی که با یک دانشمند یا نابغه روبرو میشود، نژادپرستی را کنار بگذارد و برای آن شخص ارزش قائل شود. دانشمندان و نوابغ ارزش این را دارند که قوانین کشور را برایشان نقض کرد.
اما هیتلر نتوانست این کار را کند. با این حال دشمنانش به خوبی این کار میکردند.
امریکا به هر نابغه ای پناه میداد، چه هندی مشرک و چه روسِ کمونیست. به همین خاطر هزاران دانشمند ارشد نازی که در خدمت هیتلر بودند و باید مجازات میشدند، بعد از جنگ جهانی دوم در عملیات سنجاق، توسط امریکا پناه داده شدند. امثال: ورنر فون براون و کورت اچ دبوس.
این دانشمندان نازی، برای امریکا موشک ها، فضاپیماها و پایگاه های فضایی ساختند. بدون آنها امریکا هرگز در زمینه هوافضا نمیتوانست بر شوروی پیروز شود.
انیشتین نیز سرانجام به امریکا رفت. اما قبل از آن مدتی در انگلستان پناه داده شد. در یک روستا به دور از جمعیت.
او در ساخت بمب اتم به دانشمند دیگری به نام اپنهایمر کمک کرد. اما میگفت:
اگر آلمان ها هرگز به بمب اتم نمیتوانستند دست پیدا کنند، من هم هرگز به امریکا برای ساخت بمب اتم کمک نمیکردم.
او میدانست بمب اتم چقدر بد و خطرناک است اما چاره بهتری نداشت. از یک طرف نازی ها قرار داشتند که در صورت فتح جهان، دنیا در خوشبینانه ترین حالت شبیه کره شمالی میشد و از یک طرف دیکتاتور جنایتکار ژاپن ملقب به پسر خدا وجود داشت که از چین تا امریکا، آثار تجاوزات و حملاتش وجود داشت. حالا هم که با هیتلر هم پیمان شده بود.
متاسفانه مطالعات سطحی که یکی از علت های آن اینستاگرام و شبکه های مجازی بوده، باعث شده عده ای بدون مطالعه دقیق و عمیق، طرفدار دیکتاتورها شوند! در اینستاگرام و یوتیوب طرفداران استالین، هیتلر، قزافی، صدام و غیره را خواهید یافت.
یک اشتباه آنها این است که با لذت، سخنرانی های دیکتاتورها را گوش میدهند و میگویند: ببینید این شخص چه حرف های خوبی میزند! اما نکته اینجاست که هیچ دیکتاتوری حرف های بد نمیزند! همه آنها وعده های خوب میدهند و حرف های خوب و عامه پسند میزنند.
هیچ کدام نمیگویند هدف من چاپیدن شماست، میخواهم کشور را ویرانه کنم و جنگ راه بیاندازم. میخواهم عدالت را کمرنگ کنم و بین نژادها و اقوام دشمنی ایجاد کنم و…
اگر اینها را بگویند که حتی یک طرفدار هم پیدا نمی کنند. پس باید رویافروشی کنند.
کلمات به تنهایی سبب صلح نمیشوند، مهم اقداماتی است که انجام میشود. “آلبرت اینشتین”
ماجرای قطب نما در کودکی اینشتین
پدر اینشتین در کودکی یک قطب نما به او داده بود. او کاملا مجذوب این وسیله به ظاهر ساده شده بود و سوالی ذهنش را درگیر کرده بود.
اینکه عقربه چطور میفهمد شمال و جنوب کجاست؟
او ابتدا در ذهنش این تئوری را مطرح کرد که شاید یک نوع نیروی نامرئی وجود دارد که عقربه را حرکت میدهد.
او میگفت:
زیباترین تجربه ای که میتوانیم داشته باشیم، مرموز بودن یک چیز است.
متاسفانه در مدرسه، معلم ها انیشتین را به خوبی درک نمیکردند و اجازه نمیدادند خارج از چهارچوب فکر کند. به قول او شبیه گروهبان بودند.
اما نه مخالفت معلمان و نه جنگ و نژادستیزی هیچ کدام باعث نشدند ذهن این نابغه دوران، متوقف شود. او پس از فرار از آلمان، کشف های بزرگی کرد:
او فهمید زمان مطلق نیست، میتواند کشیده شود یا کند شود.
او کشف کرد که نور از چه چیزی تشکیل شده است.
و ثابت کرد ستارگان نور را در اطراف خود خم می کنند.
اینشتین فیزیک نیوتنی و بسیاری از اصول مراجع فیزیک را زیر سوال برده بود اما یافته های او آنقدر دقیق و علمی بودند که کسی نتوانست ثابت کند او اشتباه میکرده است. بنابراین خیلی زود خودش تبدیل به مرجعی در فیزیک شد.
اشتباه دیگر نازی ها
نازی ها در ابتدا سعی کردند ثابت کنند اینشتین اشتباه میکند و چیزی بارش نیست! او در آلمان نازی به عنوان یک هیولای شیطانی شناخته میشد.
این عجیب نیست، اکثر حکومت های دیکتاتوری و فاشیستی اینگونه هستند. اگر با آنها باشید و آنها را تایید کنید، نخبه هستید، در غیر اینصورت احمق هستید.
100 فیزیکدان نازی مقاله نوشتند و بیانیه دادند و مدعی شدند که نسبیت انیشتین اشتباست! اینشتین در جواب گفت:
اگر در اشتباه بودم، یک فیزیکدان برای این کار کافی بود!
با گذشت زمان بخش های بیشتری از نظریات اینشتین اثبات میشد و شهرت او روز به روز در جهان افزایش می یافت. کشورهای متعددی از او دعوت میکردند تا در دانشگاه های آنجا سخنرانی کند.
موفقیت های روز افزون انیشتین باعث خشم بیشتر نازی ها شد طوری که شبانه به خانه سابق او در آلمان ریختند و آنجا را آتش زدند و ویران کردند.
از پسِ وعده های شیرین و عوام فریبانه هیتلر، قحطی، ویرانی، نابودی زیرساخت ها، ویرانی خانه ها و از بین رفتن جمعیت جوان کشور، چیزهایی بودند که حاصل شد. نوابغ هم اکثرا فرار کردند و هرکدام به کشور دیگری پناهنده شدند.
دنیا از دست کسانی که شرّ را تحمل یا تشویق میکنند بیشتر در خطر است تا کسانی که انجامش میدهند. “آلبرت اینشتین”
جنگ سرانجام تمام شد اما هنوز بحث درمورد انیشتین تمام نشده بود. بعدها آلمان ها با افتخار میگفتند او آلمانی است. امریکایی ها میگفتند او امریکایی است، یهودی ها میگفتند او یهودی است. و حتی یک روزنامه نوشت او سوییسی است.
در این مورد انیشتین جمله جالبی گفت که آن زمان در نشریات چاپ شد. او گفت:
اگر نظریات من درست باشند، آلمان ها خواهند گفت او آلمانی بود و فرانسوی ها خواهند گفت که او شهروند جهان است، به یک کشور خاص تعلق ندارد. اما اگر نظریات من اشتباه باشند فرانسه و امریکا خواهند گفت که او آلمانی بود و آلمان ها خواهند گفت که او یهودی بود. (این جمله در فیلم دقیق بیان نشد.)
فیلم انیشتین و بمب محصول کشور انگلستان در سال 2024، به خوبی داستان زندگی این دانشمند و مسائل پیرامون او را حول و حوش جنگ جهانی دوم نشان میدهد. امتیاز IMBD آن 6.2 از 10 میباشد.
اگر به این دانشمند علاقه دارید و این فیلم را ندیده اید، حتما آن را تماشا کنید.