برخی مفاهیم در فلسفه تائوئیسم

اندر «کامل بودن» و «روشن بودن»

اگر تنها بر درون تمرکز کنی، از برون غافل می شوی. اگر تنها بر برون تمرکز کنی، از درون غافل می شوی. تائو بدین گونه رفتار نمی کند. معنای «کامل بودن» و «روشن بودن» چیست؟ معنایش این است که هیچ تفاوتی بین بیرون و درون نیست. بیرون و درون تنها به این علت وجود دارند که شکل وجود دارد. وقتی شکل غایب است، عملکرد حقیقی می تواند آشکار شود. راه فرزانه دایره ای است، از این رو هیچ ردی از خود در جهان نمی گذارد!

اندر یاد گرفتن

هرکس قادر به یاد گرفتن است. انسان هوشمند یاد می گیرد به قصد دانستن ذات و طبیعت چیزها. انسان نادان یاد می گیرد به قصد آن که در حیطه ای مهارت کسب کند. اگر تو درباره ی تمامی چیزها آگاهی و معرفت داشته باشی، هرگز مضطرب نخواهی شد. اگر تو بتوانی به قوانین چیزها نفوذ کنی، خواهی دانست «چرایی»ها و «از برای چه»های پشت چیزها را.

اگر تو مضطرب نباشی، ذات و طبیعت چیزها را خواهی دانست. اگر تو به «سر منشأ» وصل شوی، همه ی راه های آسمان و زمین را به دست خواهی آورد. این بدان دلیل است که طبیعت و آسمان هر دو از «راه طبیعی» پیروی می کنند.

اندر «به دست آوردن» و «از دست دادن»

نه با «به دست آوردن»ها شاد شو؛ و نه با «از دست دادن»ها غمگین. اگر از آن چه داری خرسند نباشی، از دستش می دهی؛ و اگر بدانی چه چیز را از دست داده ای، می توانی دوباره به دستش آوری. آنان که «بسیار زیاد» دارند، آن چه را که دارند از دست خواهند داد؛ و آنان که از دست داده اند آن چه را که داشته اند، دوباره به دست خواهند آورد آن چه را که از دست داده اند.

تنها آنان که به تائو رسیده اند معنای حقیقی «به دست آوردن» و «از دست دادن» را می دانند.

اندر داشتن و نداشتن

داشتن و در تملک نداشتن، بالاترین مرتبه ی معرفت است. نداشتن و در تملک داشتن ولی، پست ترین مرتبه ی معرفت. خرد فرزانه فراخ است و ژرف. او می داند که داشتن به معنای در تملک گرفتن نیست. دانش انسان معمولی باریک است و سطحی. او گمان دارد که معنای نداشتن، در تملک نداشتن است. «من بیم آن دارم که خویش را مقدم بر دیگران نهم.» این کلام «لائوتزو» است. «من جسارت آن را ندارم که خویشتن را راست و بر حق بدانم». این کلام «کنفوسیوس» است.«داشتن در واقع نداشتن است و ذات و جوهرش تهی است». این کلام «ین تزو» است. و بدین علت است که آنان که راستی شان عظیم است و بزرگ. صاحب والاترین جایگاه اند و آنان که راستی شان کوچک است، شایستگی شان کم مقدارترین است.

اندر احترام

چون به دیگران احترام بگذاری، دیگران به تو احترام خواهند گذارد. چون دیگران را حقیر شماری، دیگران تو را حقیر خواهند شمارد. تو باید به تمامی چیزها احترام بگذاری؛ و ورای آن، تو باید به تمامی انسان ها احترام بگذاری. فرمانروای فرزانه مردم اش را بسان فرزندان خویش می بیند. او آنانی را که شایسته اند و با لیاقت، گرامی می دارد و راستی را ارج می نهد. او دیگران را کوچک نمی شمارد؛ از این رو، دیگران او را کوچک نمی شمارند.

منبع: کتاب تائو جوهر زندگی اثر اوا ونگ

مطالب مشابه از ذهن آموز:
خبرنامه
خبرم کن از
0 دیدگاه
Inline Feedbacks
مشاهده همه دیدگاه ها
0
خوشتان آمد، کامنت بگذارید!x