بیوگرافی کامیل نیکولاس فلاماریون
پروفسور کامیل نیکولاس فلاماریون یکی از شناختهشدهترین منجمان و نویسندگان فرانسوی در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم بود. او علاوه بر پژوهشهای علمی در حوزه نجوم، علاقه فراوانی به مطالعه پدیدههای ناشناخته ذهن و آنچه در آن زمان «اسپریتیسم» یا پژوهش درباره ارواح و ادراکات فراطبیعی نامیده میشد، داشت.
برخلاف بسیاری از دانشمندان همعصر خود که چنین موضوعاتی را بدون بررسی رد میکردند، فلاماریون معتقد بود این پدیدهها شایسته مطالعه علمی هستند و شاید بتوانند بخشی از واقعیتهای ناشناخته جهان را آشکار کنند.
او باور داشت که تواناییهای روحی و ذهنی انسان را نباید صرفاً خرافه یا توهم دانست، بلکه برخی از آنها ممکن است بر پایه قوانینی باشند که علم هنوز موفق به کشفشان نشده است.
همین دیدگاه باعث شد سالهای زیادی از عمر خود را صرف گردآوری گزارشها، مصاحبه با شاهدان و بررسی رویدادهایی کند که به نظر میرسید با توضیحات معمول علمی سازگار نیستند.
کامیل نیکولاس فلاماریون در ۲۶ فوریه ۱۸۴۲ متولد شد و در ۳ ژوئن ۱۹۲۵ درگذشت. او در طول زندگی خود بیش از پنجاه کتاب و اثر منتشر کرد که موضوعات متنوعی از نجوم، کیهانشناسی و فلسفه گرفته تا اسپریتیسم، زندگی پس از مرگ و پدیدههای اسرارآمیز را در بر میگرفت.
بسیاری از آثار او در زمان خود با استقبال گستردهای روبهرو شدند و نامش را در میان مشهورترین نویسندگان علمی فرانسه قرار دادند.
یک اتفاق عجیب
در میان نوشتههای فلاماریون، خاطرات شخصی او نیز جایگاه ویژهای دارند. او در یکی از این خاطرات، حادثهای عجیب را چنین توصیف میکند:
«شبی ناگهان با صدای مهیبی از خواب پریدیم. وقتی چراغ را روشن کردیم، دیدیم آینهای که سالها روی طاقچه قرار داشت، روی زمین افتاده و شکسته است. در همان لحظه متوجه شدیم ساعت دیواری نیز از جای خود سقوط کرده و عقربههایش دقیقاً در همان زمان از حرکت ایستادهاند.
هیچکس نتوانست دلیل این اتفاق را توضیح دهد؛ نه زلزلهای رخ داده بود و نه کسی به وسایل دست زده بود.
صبح روز بعد، نامهرسان تلگرافی برای ما آورد که خبر تلخی را در خود داشت. در آن نوشته شده بود که عمهام درست در همان ساعتی که آینه شکسته و ساعت از کار افتاده بود، در شهر مونتنی جان خود را از دست داده است.»
فلاماریون پس از نقل این ماجرا، پرسشی را مطرح میکند که سالها ذهن او را به خود مشغول کرده بود: آیا این اتفاق تنها یک تصادف بود یا میان مرگ انسانها و برخی رویدادهای غیرعادی، ارتباطی وجود دارد که هنوز آن را نمیشناسیم؟
او هرگز ادعا نکرد که پاسخ قطعی این پرسش را یافته است، اما معتقد بود کنار گذاشتن چنین گزارشهایی بدون تحقیق، رویکرد درستی نیست.
از نگاه او، تکرار برخی از این همزمانیهای عجیب در زندگی افراد مختلف، دستکم این احتمال را مطرح میکند که هنوز همه جنبههای ذهن انسان و ارتباط آن با جهان پیرامون برای علم شناخته نشده است.
به همین دلیل، فلاماریون اینگونه روایتها را نه به عنوان مدرکی قطعی، بلکه به عنوان موضوعاتی ارزشمند برای پژوهش و بررسی بیشتر ثبت و منتشر میکرد.
منبع: ذهنآموز
