فیثاغورس کیست؟
در یونان باستان مردان بسیار بزرگی پرورش یافتند. از جمله ی آنان مردی به نام فیثاغورس بود که در قرن ششم از میلاد می زیست.
وی هم رهبر دینی بود، هم ریاضی دان و هم فیلسوف. ولی به دلیل افکاری که داشت، مجبور به ترک یونان و اقامت در جنوب ایتالیا گردید.
اکنون ببینیم برخی از افکار غیرعادی فیثاغورس چه بود.
او معتقد به تناسخ بود؛ یعنی باور داشت که روح پس از مرگ انسان، اگر به بهشت نرود، دوباره برمی گردد و در جسم انسان یا حیوانی دیگر حلول می کند.
بر پایه ی این عقیده، پیروان فیثاغورس نه حیوانات را قربانی می کردند و نه از گوشتشان می خوردند. فیثاغورس معتقد به فناناپذیری روح آدمی بود.
پیروان فیثاغورس را فیثاغورسیان یا فیثاغوریان می خوانند. اینان در رفتار خود به مقررات سخت دیگری نیز پایبند بودند. مثلا سکوت اختیار می کردند و شراب نمی نوشیدند.
شاید به نظر برخی پاره ای از این افکار بی معنا باشد، ولی فراموش نکنیم که فیثاغورس سهم مهمی در پیشبرد دانش بشر هم داشته است.
فیثاغورس اهمیت ویژه ای برای عدد قائل بود و آن را عامل شکل دهنده ی همه چیز می دانست.
در موسیقی، وی کشف کرد که هریک از الحان گوناگون نسبت عددی معینی به طول زهها و تارها دارد، پس هماهنگی الحان با نسبت عددی مشخص می شود.
او از این مطلب نظریه ی هارمونی را عرضه داشت و جهان را به علت نظم و هماهنگیش، کسموس(به زبان یونانی یعنی نظم،هماهنگی) خواند.
وی همچنین معتقد بود که عدد، نخستین اصلی است که تمام جهان بر آن استوار است.
فیثاغورسیان نظریه ای هم درباره ی منظومه ی شمسی داشتند که تقریبا درست بود.
آنها زمین را کروی می دانستند و می گفتند که بر گرد مرکز آتشین خود می چرخد.
یکی از درسهای فیثاغورس به قضیه ی عروس شهرت دارد:«در مثلث قائم الزاویه، مربع وتر مساوی است با حاصل جمع مربع دو ضلع دیگر».
منبع: کتاب به من بگو چرا – جلد 10